بعضى شعر مذكور هم به نامش و هم به نام صفايى خراسانى نوشته .
احمد نيشابورى
مولانا احمد نام احمد شخصى از نيشابور است ، بعضى از شيراز دانند . در زمان شاه اسماعيل صفوى هنگام قحط غلّه ، مردم آدمخوار او را كشته خوردند و به اين نام چند كس از اهل سخن بودهاند ، از جمله اوست . منه :
جدا ز تير تو چون شست « 1 » بىقرار توام * به هر زمين كه نشينم « 2 » در انتظار توام
آزاد
خواجه على آزاد تخلّص ، مدّاح فريدون حسين ميرزاست . بعضى تخلّص او را بازارى نوشته در باب الباء آورده . « 3 » منه :
گفتم با دل « 4 » بگو كه « 5 » احوال تو چيست * دل ديده پرآب كرد و بسيار گريست « 6 »
گفتا كه چگونه باشد احوال كسى * كو را به مراد ديگران « 7 » بايد زيست
انيسى خوارزمى
ملازم سلطان يعقوب بود . منه :
مژه مانع نشود اشك من محزون را * نتوان بست به خاشاك ره جيحون را
ابو الفتح جنابدى
در همان عصر بود . « 8 » منه :
ابروان تو طبيبان دلافگارانند * هر دو پيوسته از آن بر سر بيمارانند
هامش
( 1 ) . روز روشن 38 : جدا ز شست تو چون تير .
( 2 ) . متن : نشستم . از روز روشن تصحيح شد .
( 3 ) . روز روشن 8 : خواجه على استرابادى آزادى ، در سنهء 901 فوت شد .
آتشكدهء آذر 155 : بازارى ، اسمش خواجه على ، احوالش را از اينكه قبول اين تخلّص كرده مىتوان يافت .
( 4 ) . روز روشن : گفتم كاى دل .
( 5 ) . آتشكدهء آذر : با دل گفتم كه اى دل .
( 6 ) . آتشكدهء آذر : كرد و بر من نگريست .
( 7 ) . روز روشن : ديگرى . آتشكدهء آذر : دگرى . در روز روشن 8 ، اين رباعى با كمى تفاوت به نام امام قلى بيگ وارسته نيز آمده است .
( 8 ) . روز روشن 23 : از اطبّاء عهد شاه اسماعيل صفوى است و در سنهء 932 به مرض موت مبتلا گرديد .