تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
بعضى شعر مذكور هم به نامش و هم به نام صفايى خراسانى نوشته .

احمد نيشابورى

مولانا احمد نام احمد شخصى از نيشابور است ، بعضى از شيراز دانند . در زمان شاه اسماعيل صفوى هنگام قحط غلّه ، مردم آدم‌خوار او را كشته خوردند و به اين نام چند كس از اهل سخن بوده‌اند ، از جمله اوست . منه :
جدا ز تير تو چون شست « 1 » بىقرار توام * به هر زمين كه نشينم « 2 » در انتظار توام

آزاد

خواجه على آزاد تخلّص ، مدّاح فريدون حسين ميرزاست . بعضى تخلّص او را بازارى نوشته در باب الباء آورده . « 3 » منه :
گفتم با دل « 4 » بگو كه « 5 » احوال تو چيست * دل ديده پرآب كرد و بسيار گريست « 6 » گفتا كه چگونه باشد احوال كسى * كو را به مراد ديگران « 7 » بايد زيست

انيسى خوارزمى

ملازم سلطان يعقوب بود . منه :
مژه مانع نشود اشك من محزون را * نتوان بست به خاشاك ره جيحون را

ابو الفتح جنابدى

در همان عصر بود . « 8 » منه :
ابروان تو طبيبان دل‌افگارانند * هر دو پيوسته از آن بر سر بيمارانند
هامش
( 1 ) . روز روشن 38 : جدا ز شست تو چون تير . ( 2 ) . متن : نشستم . از روز روشن تصحيح شد . ( 3 ) . روز روشن 8 : خواجه على استرابادى آزادى ، در سنهء 901 فوت شد . آتشكدهء آذر 155 : بازارى ، اسمش خواجه على ، احوالش را از اين‌كه قبول اين تخلّص كرده مىتوان يافت . ( 4 ) . روز روشن : گفتم كاى دل . ( 5 ) . آتشكدهء آذر : با دل گفتم كه اى دل . ( 6 ) . آتشكدهء آذر : كرد و بر من نگريست . ( 7 ) . روز روشن : ديگرى . آتشكدهء آذر : دگرى . در روز روشن 8 ، اين رباعى با كمى تفاوت به نام امام قلى بيگ وارسته نيز آمده است . ( 8 ) . روز روشن 23 : از اطبّاء عهد شاه اسماعيل صفوى است و در سنهء 932 به مرض موت مبتلا گرديد .