تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
دوش آمد ناصحى سوى ملامت‌خانه‌ام * گفت عاقل « 1 » مىشوى ، گفتم مگر ديوانه‌ام « 2 »

اسماعيل

سيّد كمال اسماعيل تخلّص ، محتسب ممالك محروسه عهد شاه طهماسب صفوى ماضى بود . منه :
دل مرا كشتهء آن نرگس « 3 » پرفن مىخواست * للّه الحمد چنان شد كه دل من مىخواست « 4 »

اميدى رازى

استاد عالىاستعداد است . بعضى او را طهرانى دانند . يكى از سلسلهء نوربخشيه او را در باغ اميدآباد كه اميدى خود بنا كرده بود كشت . « 5 » شاه طهماسب ماضى قاتل را به دست آورد اوّل زبانش را به آتش بسوخت كه اين كس صاحب آن بيت منقبت را قتل كرده است :
كتاب فضل تو را آب بحر كافى نيست * كه تر كنى « 6 » [ سر ] انگشت و صفحه بشمارى
بعده به عذاب شديد هلاك كردند . هذا من اشعاره :
كاش گردون از سرم بيرون برد سوداى تو * يا مرا صبرى دهد چندان‌كه استغناى تو
على قلى خان شعر مذكور را به نامش و خان آرزو به نام نويدى نگاشته . و اللّه [ اعلم ] بحقيقت الحال . ايضا از اوست :
اى جغد ، برِ خانهء ما خانه نسازى * ترسم كه تو هم با من ديوانه نسازى

انيسى قندهارى

در همان عصر بود . منه :
هامش
( 1 ) . متن : غافل . تصحيح شد . ( 2 ) . ابيات ديگر از روز روشن 13 :داشتى معذور ناصح بىخودىهاى مرا * گر چو من دل در كف نامهربانى داشتى*آمد محرّم و در ميخانه بسته‌اند * رندان باده‌نوش به ماتم نشسته‌اند( 3 ) . آتشكدهء آذر 88 : آن غمزهء . ( 4 ) . در آتشكدهء آذر ، اين بيت با اندكى اختلاف به نام امينى مشهدى آمده است . ( 5 ) . دهخدا : ارجاسب يا مسعود از شاگردان حكيم جلال الدين دوانى بوده و در قصيده‌سرايى مهارت داشت . با شاه اسماعيل صفوى معاصر بود . بر سر آب مزرعه‌اى كه در رى داشت منازعه كرده و در ميان جنگ و جدال شهادت يافت . اين كار به تحريك قوام الدّين نوربخشى بود . در دانش طب نيز مهارت داشت . بيشتر اشعار او در مدح بوده بخصوص در مدح امير يار احمد ملقّب به نجم ثانى وزير شاه اسماعيل اوّل . تاريخ وفاتش را به سال‌هاى 929 و 930 و 925 و 927 نوشته‌اند . يكى از شاگردان وى به نام افضل ، ماده تاريخ وفات وى را چنين سروده :نادر العصر اميدى مظلوم * كه به ناحق شهيد شد ناگاه شب به خواب من آمد و فرمود * كاى ز سرّ درون من آگاه بهر تاريخ قتل من بنويس * « آه از خون ناحق من آه »از مصرع فوق عدد 927 و اگر حرف‌آرا يك حساب كنيم ، 925 حاصل مىشود . ( 6 ) . متن : كنم . از نصرآبادى 526 نوشته شد . اين بيت از قصيده‌اى در منقبت حضرت امير المؤمنين على ( ع ) است .
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 95 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده