902 از اين جهان درگذشت . « 1 » هذا من ديوانه :
آهم چو گردباد ز جا « 2 » مىبرد مرا * از كوى دوست آه كجا مىبرد مرا
*
خسته بودم لطف فرمودىّ و پرسيدى مرا * گر نمىديدم تو را هرگز نمىديدى مرا
*
شدم سرشكفشان چون به رخ نقاب گرفت * شود ستاره نمايان چو آفتاب گرفت
*
هرجا بتان به جامهء گلگون نشستهاند * تا گردن از فراق تو در خون نشستهاند « 3 »
شعر مذكور مختلف فيه است .
ابو البركات
از شاگردان مولوى جامى است . خان آرزو گويد كه يكى ابو البركات سمرقندى بالا گذشت ، شايد اين غير او باشد و اغلب كه يكى است . يكى مىگويم كه تكرار اسامى اوستادان را در توهّم اتّحاد و تغاير انداخته باشد . پس من هيچ مدان پيرو ، پيش ارباب انصاف معذور باشم . القصّه رباعى كه مىآيد از اوست :
اى شاخ گل كه همچو الف قد كشيدهاى * بر لعل لب خطى ز زمرّد كشيدهاى
قّدت برآمده چو الف مد ظلّه * در ابروان فراز الف مد كشيدهاى
ايوب
ولد ابو البركات مذكور است .
ما « 4 » كه رفتيم چو انديشهء رحم از يادش * شرم از سابقهء بندگى ما بادش
اصلى مشهدى
در همان عصر بود . « 5 » منه :
هامش
( 1 ) . دهخدا : مدّاح غريب ميرزا پسر سلطان حسين بايقرا ، تخلّص او در ابتدا نرگسى بوده و در سال 927 درگذشت .
در روز روشن 812 ، از شاعرى با تخلّص نرگسى ياد شده است كه از سخنوران زمان سلطان حسين ميرزا و محتسب هرات بود و با ملّا هلالى به مناظره بسر مىبرد و به عمر شصت سالگى در سنهء 938 درگذشت .
در همين كتاب از شاعرى به نام نرگسى ابهرى نام برده شده كه مجالس النّفايس او را نرگسى سمرقندى خوانده و معاصر امير عليشير بوده است .
مجالس النّفايس 238 ، از شاعرى به نام نرگسى هروى متخلّص به آهى نام برده است .
( 2 ) . تحفهء سامى 182 : گردباد فنا .
( 3 ) . متن : خون گرفتهاند . تصحيح شد .
( 4 ) . متن : من . تصحيح شد .
( 5 ) . روز روشن 57 : محمّد على اصلى مشهدى
دهخدا : از شاعران و خطّاطان ايران بود كه در مشهد مىزيست و خطّ نستعليق را خوب مىنوشت .