اهلى شيرازى
اوستاد اهلى شيرازى در فن صنايع و بدايع يد بيضا داشت و در اين فن علم يكتايى مىافراشت .
چنانچه مثنوى سحر حلال دال بر كمال اوست . در سنهء 932 قضا كرد و در پهلوى حافظ شيراز و سعد گل و ميرزا نظام دستغيب مدفون شد « 1 » و اين شعر بر لوح مزارش مرقوم است :
جايم به روز واقعه پهلوى او كنيد * او قبلهء من است ، رخم سوى او كنيد
هذا من اشعاره :
دميد صبح ، نياسود چشم راحت ما * سپيدهدم نمكى ريخت بر جراحت ما
*
ما چنين بىخود ، اگر يار رسد بر سر ما * كه خبر مىدهد ار دل نتپد در بر ما « 2 »
*
يا من ناصبور را سوى خود « 3 » از وفا طلب * يا تو كه پاكدامنى صبر من از خدا طلب
*
يك نظر اهلى ز بيم دشمنان سيرش نديد * بس كه چشمى سوى دشمن داشت ، چشمى سوى دوست
*
عجب كه شمع شبى در سراى من سوزد * من آن نىام كه كسى از براى من سوزد
*
چو شمع بىتو همه آه سوزناك شدم * گداختم ز غمت ، سوختم ، هلاك شدم
*
به صد كرشمه و نازم شكار خود كردى * كنون كناره گرفتى چو كار خود كردى
*
به چه انديشهام از خاطر ناشاد روى * چه به خاطر بگذارم كه تو از ياد روى
آهى جغتايى
اوستاد آهى از قوم جغتا و از امراى سلطان بايقراست . صوفىمشرب عاشقپيشه بود . در سنهء
هامش
( 1 ) . آتشكدهء آذر 120 : قصايد مصنوع در مقابل سيّد ذو الفقار شروانى و خواجه سلمان ساوجى در مدح امير عليشير نوايى گفته و به از هردو گفته . مثنوى تجنيس ذو بحرين و ذو قافيتين گفته . ده دوازده هزار بيت تخمينا ديوانش به نظر رسيده .
دهخدا : معاصر با شاه اسماعيل و شاه طهماسب صفوى بوده . مثنوى سحر حلال و شمع و پروانه از اوست . قصايد متعدّدى در مناقب رسول اكرم ( ص ) و رثاء شهيدان كربلا دارد . به سال 942 درگذشت .
( 2 ) . آتشكدهء آذر :كه دهد مژده اگر دل نتپد در بر ما .( 3 ) . آتشكدهء آذر : نزد خود .