ابو نصر مهنهاى
شيخ ابو نصر مهنهاى از اولاد حضرت ابو الخير بود . « 1 » در سنهء 899 فوت شد .
نماند صبر و طاقت آتش غم چون شود تيزم * از آن چون شعله بنشينم دمى صد بار [ و ] « 2 » برخيزم
انورى بخارى
در همان عصر بود . « 3 »
تن زارم ز آب « 4 » ديده مىماند بدان « 5 » كاهى * كه پنهان مىشود از موج « 6 » و پيدا مىشود گاهى
ابو البركات سمرقندى
قاضى ابو البركات سمرقندى است . امير عليشير از او خوش نبود .
در « 7 » حسرت مى ساقى ما كشت بسى را * دورى است كه پرواى كسى نيست كسى را
انصارى قمى
در سنهء [ 895 ] « 8 » فوت شد . « 9 » منه :
گفتى به داغ هجر بسوزانمت جگر « 10 » * صد داغ بر دل است مرا ، آن يكى دگر
افسرى
در همان عصر بود . منه :
مىكنم ديوانگى تا بر سر غوغا شود * شايد از بهر تماشا آن پرى پيدا شود
اسماعيل صفوى
شاه اسماعيل بن سلطان حيدر صفوى از اولاد صفى الدّين اردبيلى است . سلسهء نسبتش به امام موسى كاظم عليه الثّنا مىرسد و او صاحب خروج سلسلهء صفويّه است . در سنهء 896 تولد يافته ، به عمر چهارده سالگى بر مسند شاهى تمكّن نموده در سنهء 937 متوجّه عالم باقى شد . مفصّل احوالش
هامش
( 1 ) . مجالس النّفايس 279 : پسر خواجه مؤيّد مهنهاى است . از اوست :منماى چو آيينه رخ خود همه كس را * بشنو سخن من كه اثرهاست نفس را( 2 ) . از مجالس النّفايس افزوده شد .
( 3 ) . روز روشن 90 : در كاتبان كتابخانه امير عليشير معدود بود .
( 4 ) . متن : به آب . تصحيح شد .
( 5 ) . متن : از آن . از روز روشن تصحيح شد .
( 6 ) . روز روشن : در موج .
( 7 ) . روز روشن 19 : از .
( 8 ) . از روز روشن 88 نوشته شد .
( 9 ) . روز روشن : از انصار سلطان يعقوب بود و در مدحش مثنوى لطيف موزون نمود و در سنهء 895 فوت شد .
( 10 ) . روز روشن :گفتى ز داغ عشق بسوزانمت اگر .