الغ بيگ
ابن شاهرخ ميرزا بن صاحبقرانى ، شاهزاده بىمثل زمان و رياضى . چنانچه زيج الغ بيگى در عالم معروف و مشهور است و « عباس كشت » « 1 » تاريخ وفات ميرزاى موصوف مسطور . « 2 »
هرچند ملك حسن به زير نگين توست * شوخى مكن كه چشم بدان در كمين توست
احمد گلبرگه
پادشاه عالىجاه بود و حكومت گلبرگه دكن داشت .
لب لعل تو ياقوت است يا قوت است مر جان را * كه از عكس عقيقآسا جگر خون گشته مرجان را
اجرى بلخى
از مريدان خواجهء احرار و اين بيت از او يادگار است . « 3 » منه :
مؤمن مرا به گرد حرم ره نمىدهد * كافر عبادت صنم از من دريغ داشت
افضل كرمانى
افضل الدّين كرمانى است . « 4 » منه :
هر روز كشم من از تو آزار دگر * هر روز خورم من ز تو تيمار دگر
من خوى تو دانم و دل ساده كند * هربار شفاعتى كه اينبار دگر
اشرف
در همان عصر بود . منه :
خواهم كه روبهرو چو شوم با تو گاهگاه * بر حال من به گوشهء چشمى كنى نگاه
هامش
( 1 ) . برابر است با سال 853 ه . ق .
( 2 ) . فرهنگ سخنوران : الغ بيگ گوركانى . در نصرآبادى 272 ، از توانايىهاى وى و حافظهء قوى و دانش بسيارش و سال وفاتش 853 ياد شده كه در جنگى با فرزندش عبد اللّطيف ميرزا ، روى داده است . در روز روشن 75 نيز اين تاريخ ذكر شده و بيت مذكور در متن ، هم در روز روشن و هم در مجالس النّفايس 125 مندرج است .
( 3 ) . روز روشن 31 : ديوانهء بلخى ، در عهد جهانگيرى به هندوستان رسيده . از اوست :ننوشت يا كه نامه به سويم روان نكرد * قاصد نيافت يا رقم از من دريغ داشت( 4 ) . دهخدا : در انجام مهمّات ديوانى از ساير افاضل وزرا ممتاز بود . در فنّ سياق استاد بود . گاهى به نظم اشعار اشتغال مىنمود . با خواجه برهان الدّين عبد الحميد وزير وصلت نمود و به وسيلهء او در مجلس همايون سلطان سعيد ميرزا راه يافت و به منصب استيفاى ديوان اعلى منصوب گرديد . در سال 878 مورد عاطفت سلطان حسين ميرزا قرار گرفت و بر مسند وزارت پاى نهاد . از جمله كارهاى خير او بناى مدرسه و مسجد و خانقاه بود . در نيمهء ماه رجب سال 910 درگذشت و در جوار مرقد خواجه عبد اللّه انصارى به خاك سپرده شد .
مجالس النّفايس 296 : جوانى كريم و خوشخلق بود . در حساب ضرب و قسمت بىنظير و در صفت و عدالت و نصفت دلپذير . از جفاى اعدا ترك وزارت نمود و به عراق رفت و سلطان يعقوب هرچند تكليف وزارت عراق به او نمود اصلا قبول نكرد . از اوست :تا هر شررى دانه شود كشت جهان را * بر باد دهد خرمن دل خرمن جان را