تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
قرا يوسف تركمان در سنهء 813 به قتل رسيد . « 1 » منه :
دلا فراغت و رندى ز پادشاهى به * دمى فراغت خاطر ز هرچه خواهى به

آذرى طوسى

شيخ جلال الدّين آذرى تخلّص ، نام او على حمزه بن على ملك طوسى است و پدرش از جملهء سربداران سبزوار بود . « 2 » او مدّتى طريق سياحت گزيده آخر پاى قناعت در دامن انزوا كشيده بر سجّادهء طاعت تمكين ورزيد و [ از ] شيخ مجيد الدّين طوسى « 3 » قدّس سرّه و حضرت نعمت اللّه ولى فيض باطن ربوده ، در عمر هشتاد سالگى « 4 » در سنهء 866 در قصبهء اسفراين از اين جهان رحلت فرمود . « 5 » تاريخ وفاتش « خسرو » است « 6 » و نسخهء عجايب الغرايب و جواهر الاسرار « 7 » از تصانيف اوست . « 8 » هذا من ديوانه :
شنيده‌ام كه در اين طارم زراندود است * خطى كه عاقبت كار جمله محمود است نگر كه هم كرم او كند تدارك ما * و گرنه كيست كه او دامنى نيالوده است
*
اگر به پرسش جان اميدوار آيى * من از ميان بروم چون تو در كنار آيى ز هول روز جزا آذرى چه مىترسى * تو كيستى كه در آن روز در شمار آيى
به همين مضمون بيت بابافغانى هم ياد است :
به روز حشر فغانى ز بازپرس مترس * تو بىكسىّ و غريبى ، تو را كه مىپرسد
چون شيخ آذرى مقدّم است مال او باشد . و له هذا الرّباعى :
امشب منم و وصال آن سرو بلند * مى را ز لبش چاشنيى داده به قند اى شب اگرت هزار كار است مرو * وى صبح گرت هزار شادى است مخند « 9 »
هامش
( 1 ) . مجمع الفصحا 1 / 8 : پسر سلطان اويس بن شيخ حسن ايلكانى است و بعد از فوت پدر ، برادر خود سلطان حسين ميرزا را كشته و در تبريز بر مسند سلطنت تكيه كرد . او مدّت 29 سال حكومت كرد و در تبريز به قتل رسيد . ( 2 ) . دهخدا : معاصر الغ بيگ تيمورى ، از شعرا و پيشوايان طريقت صوفيه بود . به صحبت شاه نور الدّين نعمت اللّه كرمانى رسيده . چندين بار به هند و به زيارت كعبه رفته است . مدت عمر او هشتاد و دو سال بوده ، در سال 864 يا 866 درگذشت . مزارش در اسفراين است . دولتشاه 300 : شيخ در جوانى مدح سلاطين و امرا مىگفت تاجايى كه شاهرخ سلطان به او قول ملك الشّعرايى داده بود . ( 3 ) . دولتشاه : شيخ محيى الدّين طوسى غزالى . ( 4 ) . دولتشاه : 82 سالگى . ( 5 ) . مجالس النّفايس 10 : مولد و آرامگاهش در اسفراين است . ( 6 ) . دولتشاه : خواجه احمد مستوفى در وفاتش قطعه‌اى دارد كه آخرين بيتش اين است :چو او مانند خسرو بود در شعر * از آن تاريخ موتش گشت « خسرو »( 7 ) . دولتشاه : مجموعه‌اى است از نوادر امثال و شرح ابيات مشكله . ( 8 ) . دولتشاه : ديگر تصانيف او عبارتند از : « طغراى همايون » و « سعى الصفا » كه كتابى است در مناسك حج . ( 9 ) . در رياض العارفين 49 ، اشعار بسيارى از وى آمده است .
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 82 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده