تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
*
ده نوبتم از نه فلك و هشت بهشت * هفت اخترم از شش جهت اين نامه نوشت كز پنج حواس و چار اركان و سه روح * ايزد به دو كون چون تو يك تن ننوشت
*
بازآ ، بازآ ، هرآنچه كردى بازآ * گر كافر و گبر [ و ] بت‌پرستى باز آ اين درگه ما درگه نوميدى نيست * صدبار اگر توبه شكستى باز آ
*
اين كبر و منى ز سر به در بايد كرد * آن‌گاه به كوى او گذر بايد كرد دنيا دارىّ و عاقبت مىطلبى * اين ناز به خانهء پدر بايد كرد
*
يا رب ز كرم بر من دل‌ريش نگر * اى محتشما ، بر من درويش نگر خود مىدانى كه لايق لطف نىام « 1 » * بر من منگر ، بر كرم خويش نگر

اوحدى اصفهانى

شيخ اوحدى اصفهانى از اصحاب اوحد الدّين كرمانى است . در سنهء 738 به عالم فانى رفت . مثنوى جام‌جم نام ، بر اسلوب حديقهء حكيم سنايى از او مشهور خاص و عام است . صاحب ديوان است و از اولياى برگزيدهء ايزد سبحان . خوشگوست . « 2 » از اوست :
اوحدى شصت سال سختى ديد * تا شبى روى نيكبختى ديد سرّ گفتار ما مجازى نيست * باز كن ديدگان به بازى نيست سال‌ها چون فلك به سر گشتم * تا فلك‌وار ديده‌ور گشتم « 3 »
هامش
( 1 ) . در حاشيهء كتاب اين مصرع نيز ضبط شده :هرچند نىام لايق بخشايش تو .( 2 ) . مجمع الفصحا 1 / 94 و دولتشاه 157 : از اهالى مراغه است و به اوحدى مراغه‌اى مشهور . وى در اواخر عمر به اصفهان رفته و در آنجا بدرود حيات گفت . تخلّص اوحدى را بدان جهت انتخاب كرده كه از اصحاب اوحدى كرمانى بوده است . سال وفات وى در مجمع الفصحا سنهء 554 و در دولتشاه 697 ذكر شده و در رياض العارفين 41 چنين آمده : صاحب نفحات الانس گويد قبر وى در مراغهء تبريز است و تاريخ وفات وى بر سنگ قبر 737 نوشته شده و در مجالس المؤمنين 738 قيد شده است . خود او در تاريخ اتمام جام‌جم مىگويد :چون ز تاريخ برگرفتم فال * هفتصد رفته بود و سىّ و سه سال كه من اين نامهء همايون‌فر * عقد كردم به نام آن سرور( 3 ) . رياض العارفين : اين سه بيت از مثنوى جام‌جم اوست . ابيات ديگر از قصايد و رباعيات وى از رياض العارفين :از من نشان دل طلبيدند بىدلان * من نيز بىدلم چه نوازم نواى دل رمزى بگويمت ز دل ار بشنوى به جان * بگذر ز جان كه زود ببينى لقاى دل دل عرش مطلق است و بر او استواى حق * زين جا درست كن به قياس استواى دل بر كرسى وجود چو لوحى است دل ز نور * بر وى نوشته سرّ خدايى خداى دل
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 76 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده