تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
گهى دنبال بلبل ، گه پى پروانه مىگردم * محبّت‌زاده‌ام ، از بىغمان بيگانه مىگردم

يعقوب بيگ

احوالش معلوم نيست . منه :
اى كه از چشم سيه هر لحظه دل خون مىكنى * گر بگيرندت كه خونى كرده‌اى چون مىكنى

يحيى

ميرزا يحيى همشيره‌زادهء نوّاب ميرزا طاهر وحيد است . منه :
نمىتوان سر مويى كشيد منّت خلق * خدا كند كه نيايد كسى به كار كسى

يحيى كاشى

مير يحيى كاشى ، اصلش از شيراز است . پدر او در كاشان آمده توطّن گزيد و او در عهد شاهجهان پادشاه در هندوستان آمده به مدّاحى داراشكوه شاهزاده مىپرداخت . استاد مسلّم الثّبوت و قادر جميع اقسام شعر و صاحب كلّيات است و با حاجى محمّد جان قدسى و طالب كليم هم‌طرح و هم‌صحبت بود . « 1 » استاد نيكوست . از اوست :
حرف تو مىبرد ز دل ذوق مى شبانه را * لب بگشا و باز كن قفل شرابخانه را من كه فراخ روزىام از غم تنگى قفس * عمر شد و نيافتم لذّت آب و دانه را
*
اگرنه از براى خويش خواهد زاهد بىدين * چرا پيوسته پند ترك دنيا مىدهد ما را
*
باد ما را به كوى يار نبرد * خاك بر فرق خاكسارى ما
*
اى كه از دشوارى راه فنا ترسى ، مترس * بس كه هموار است اين ره ، مىتوان خوابيده رفت
*
جرم بىحد روسياهم كرد از بس انفعال * راضىام شايد كه نشناسند در محشر مرا
*
هامش
وطن نمود . در اثناء راه به شهر كابل ماهى اجلش درربود . از اوست :غنچه نگذاشت كه آرام دل بلبل شود * باغبان امروز گل بسيار بىدردانه چيد( 1 ) . روز روشن 943 : در سنهء 1064 در دهلى جهان بىثبوت را وداع گفت و مؤلّف آفتاب عالمتاب به اشتباه يحيى لاهيجى و كاشى را متّحد شمرده و مىگويد كه يحيى لاهيجى از دهلى به كاشان رفته اقامت گزيده و از اين جهت در بعض تذكره به كاشى نامزد شده .
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 732 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده