يگانهء بلخى
ملّا يگانهء بلخى ، در خدمت سبحان قلى سلطان بود . منه :
عرق هرگه كه زان رخسار آتشناك مىريزد * گل خورشيد مىرويد اگر بر خاك مىريزد
يوسف
محمّد يوسف يوسف تخلّص ، در عهد شاهجهان پادشاه در هندوستان آمده . هذا من ديوانه :
غم يافته ذوق صحبت ما * بيرون نرود ز خلوت ما
*
ز بس لذّت لب خود مىمكد زخم دل عاشق * به شهد خنده گويا آب داده تيغ مژگان را
يكتا
محمّد اشرف يكتا تخلّص ، معنىياب بىنظير متوطّن كشمير ، در عهد فردوس آرامگاه محمّد شاه فوت شد . « 1 » منه :
كلك كاتب تن به مو چون كلك صورتگر نداد * صاحب معنى نپوشد خرقهء پشمينه را
*
نالد از بخت سيه هركه ز اهل علم است * حجّت ناطق « 2 » اين حرف صرير قلم است
*
سهل است پشت پا زدن آب حيات را * چيزى كه دست از او نتوان شست آبروست
در نعت گويد :
چه دشمنى به من آخر كند كه محفوظم * ز كين چرخ زبرجد به مهر سلطنتش
*
كى ترك سجدهء تو بت دلربا كنم * كارى كه كافرى نكند من چرا كنم
يكتا
احمد يار خان يكتا تخلّص ، از مردم تركستان است . يكى از اجدادش در هندوستان رسيده و خان مشار اليه تا زمان بهادر شاه پادشاه ايالت بهكر داشت . « 3 » منه :
هامش
( 1 ) . روز روشن 948 : تا آخر عهد محمّد شاه پادشاه دهلى مراحل عمر طى نمود و در اواسط قرن دوازدهم فوت شد .
( 2 ) . متن : ناطقه . تصحيح شد .
( 3 ) . روز روشن 947 : احمديار خان دهلوى ، خلف اللّه يار خان از قوم برلاس ، پايان دور عالمگيرى به نظامت صوبهء تته منصوب شد و بر اقسام نظم عموما و بر مثنوى خصوصا قدرت كامل داشت و هنگام تلاقى با علّامه سيّد عبد الجليل بلگرامى در بهكر قرآن