تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
در تعريف شاه طهماسب ماضى گويد :
اى شاه جهان كه نه فلك پايهء توست * در دست ولايت همه سرمايهء توست شاهان جهان جمله هما مىطلبند * بنگر كه هما چگونه در سايهء توست

هادى موسوى

مير هادى موسوى است و نامش داخل تحفهء سامى است . منه :
محتسب دى شيشهء مستان لا يعقل شكست * شيشهء عمرش به سنگ آيد كه ما را دل شكست « 1 »

هجرى

خواجه محمّد شريف هجرى تخلّص ، از اعيان امجاد ايران بود . در عهد شاه طهماسب صفوى ماضى وزارت صفاهان داشت . « 2 » خوبگوست . از اوست :
اگر مصوّر چين نقش آن جمال كشد * عجب كه چيز دگر غير انفعال كشد

هدايت اللّه

خواجه هدايت اللّه ، مشرف اصطبل سركار شاه طهماسب ماضى صفوى بود و در مهمل‌گويى مهارت تمام داشت . چنان‌چه جواب خمسهء مولوى نظامى گفته به حضور شاه طهماسب ماضى گذرانيد و گرو بست كه اگر يكى از ابيات من معنى داشته باشد هر بيت يك دندان من بركنن . چنان‌چه شاه موصوف به ستم ظريفى سه بيت او را معنى سست‌پست گفته ، سه عدد دندان او را شكست و به جلدوى خمسهء مذكور صلهء نمايان عطا فرمود . از ليلى و مجنون اوست :
ليلى ز دريچهء تعلّم * مىكرد به فارسى تبسّم
هامش
( 1 ) . ابيات ديگر از تحفهء سامى 25 :به جان رسيد دل از محنت جهان ما را * اجل كجاست كه منّت نهد به جان ما را*بگفتم تيغ كين بردار و اوّل قتل هادى كن * به خنده گفت در عاشق‌كشى هادى نمىخواهم( 2 ) . دهخدا : محمّد شريف هجرى يزدى ، اصلا تهرانى بوده و چون در يزد نشو و نما يافته به هجرى يزدى مشهور شده و مدّتى از طرف شاه طهماسب صفوى به فرماندارى يزد منسوب شده و يك بار در اثر حسن خدمت به وزارت رسيده است . او به سال 980 درگذشت . معروف است كه در دوران وزارت دو برادر به نام سلامى و كلامى ، اشعار ناپخته‌اى براى او برده و انتظار صله داشته‌اند . هجرى از سماجت آن‌ها به تنگ آمده و اين بيت را مىسرايد :دو چيز است بدتر ز تيغ حرامى * سلام كلامى ، كلام سلامىروز روشن 923 : خواجه محمّد شريف رازى كه از اقرباى مولانا اميدى رازى است . ديوانش تخمينا پنج هزار بيت دارد و سال وفاتش 984 است . از اوست :گر تو را هست به ياران وفادار سرى * به وفايت كه ز من نيست وفادارترى