تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
*
دل را ز چاك سينه توانم برون كنم * غم را ز دل برون نتوان كرد ، چون كنم
*
نظّاره كن در آينه خود را حبيب من * امّا به شرط آن‌كه نگردى رقيب من
*
در عالم بىوفا « 1 » كسى خرّم نيست * شادىّ و نشاط قسمت آدم « 2 » نيست آن‌كس كه در اين زمانه او را غم نيست * يا آدم نيست ، يا از اين عالم نيست

هلاكى هراتى

شاگرد مولوى جامى است . « 3 » منه :
ز تير آه مىدوزد هلاكى چاك‌هاى دل * كه نايد از دل صد پارهء او درد و غم بيرون

هاشمى بخارى

خواجه هاشمى پسر عصمت اللّه بخارى است . « 4 » منه :
به ناز سرمه مكش چشم بىترحّم را * نشسته گير به خاك سياه مردم را « 5 »
شعر مذكور شيخ محمّد على حزين به نامش نوشته و در تحفهء سامى به نام امير هاشمى صدر و در روضة الشّعرا به نام امير هاشمى جهانگير مسطور است .

هراتى

مولانا هراتى ، وطنش از تخلّص او ظاهر است . در همان عصر بود . « 6 »
فصل بهار و موسم گل‌ها شكفتن است * ساقى بيار باده ، چه حاجت به گفتن است
هامش
( 1 ) . متن : بىوفايى . روز روشن : بىثبات . تصحيح قياسى . ( 2 ) . روز روشن : نشاط در بنى آدم . ( 3 ) . دهخدا : در شهر هرات است و از غايت استغنايى كه به سبب فقر دارد با ارباب جاه اختلاط نمىكند . از اوست :دهن تنگ تو و غنچهء تر هردو يكى است * اشك گلگون من و خون جگر هردو يكى است( 4 ) . روز روشن 921 : نبيرهء خواجه محمّد پارسا است . دهخدا : خواجه هاشم ، از سادات بخارا و شيخ الاسلام آن ديار بود . وى از شعراى قرن نهم هجرى است . مؤلّف آتشكدهء آذر مثنويى به نام مخزن الانوار كه به تقليد مخزن الاسرار نظامى گنجوى سروده شده به وى نسبت مىدهد . ظاهرا صاحب آتشكده ، اين مثنوى را با مظهر الآثار سرودهء هاشمى مشهور به جهانگير ، اشتباه كرده . ( 5 ) . بيتى ديگر از دهخدا :كيفيّتى كه در دل پرآتش مى است * كيفيّتى است از لب ساقى ، نه از وى است( 6 ) . دهخدا : از شعراى قرن نهم و معاصر امير عليشير است .