تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
ذوق دردى كه عاشقان تو راست * همه آسايش جهان ارزد

هاشمى

مير هاشمى مصنّف نسخهء مظهر الاسرار معاصر مولوى جامى است . « 1 » وى راست :
وه كه پيمانهء ما پر شده در پاى خمى * نكشيديم ز دست صنمى جامى چند « 2 »

هاشمى كوفته‌گر

مير هاشمى كوفته‌گر در همان عصر بود . منه :
خوشم زان‌رو كه تيرش در دل ناشاد جا دارد * كه خواهد ياد من كرد از خدنگ خود چو ياد آرد

هاتفى

هاتفى تخلّص ، همشيره‌زادهء مولوى جامى و سخنور نامى است . « 3 » در مرآة جهان [ نما ] و غيره
هامش
( 1 ) . روز روشن 922 : سيّد شاه جهانگير كرمانى ، نسب آبايى او به شاه قاسم انوار و نسب امّهاتى وى به شاه نعمت اللّه ولى مىرسد . در سنهء 946 فوت شد . دهخدا ، از شاعرى به نام هاشمى دهلوى ياد كرده كه اسمش مير محمّد هاشم شاه و مشهور به شاه جهانگير و مكنّى به ابو عبد اللّه بوده و در نيمهء اوّل قرن دوازدهم هجرى در هند مىزيسته . او در سال 1073 در دهلى متولّد شد . نسبش از طرفى به شاه نعمت اللّه كرمانى و از طرف ديگر به شاه قاسم انوار مىرسد . اجدادش از ايران به هند مهاجرت كرده و در دهلى اقامت كردند . او يك مثنوى به نام مظهر الآثار به تقليد مخزن الاسرار نظامى گنجوى سرود . صاحب آتشكدهء آذر نام اين مثنوى را مظهر الاسرار ذكر كرده است . در سال 1150 وفات يافت . ديوانى از او باقى است كه در كشف الظّنون به نام ديوان هاشمى از آن ياد شده است . مجمع الفصحا شرح حال اين شاعر را با خواجه هاشم بخارايى كه شيخ الاسلام بخارا بوده و در قرن نهم مىزيسته خلط كرده و بيت :به ناز سرمه مكش چشم بىترحّم را * نشسته گير به خاك سياه مردم رارا كه در مجالس النّفايس به خواجه هاشم يا هاشمى ( شيخ الاسلام بخارا ) نسبت داده است به شاعر فوق نسبت مىدهد . از اوست :به خود ره نيست يك دم اين دل محو تماشا را * تماشاى جمالت برده است از دست ما ، ما را*كجاست آن‌كه مرا ساغرى به دست دهد * نه درد داند و نه صاف هرچه هست دهد چو هاشمى من و خون جگر كه ساقى دهر * مى مراد به دون‌همّتان پست دهداز مثنوى مظهر الآثار اوست :اى كرمت هم‌نفس بىكسان * جز تو كسى نيست كس بىكسان بىكسم و هم‌نفس من تويى * رو به كه آرم كه كس من تويى اى ز جمال تو جهان غرق نور * نور بطون تو حجاب ظهور كون و مكان مظهر نور تواند * جمله جهان محض ظهور تواند( 2 ) . بيت مطلع اين غزل از روز روشن :خوبرويان چه كسانند ، دلارامى چند * دام بدنامى و آشوب نكونامى چند( 3 ) . دهخدا : ملّا عبد اللّه هاتفى خبوشانى جامى ، خواهرزادهء عبد الرّحمان جامى بوده . به سال 917 كه شاه اسماعيل صفوى پس از فتح بلاد خراسان متوجّه بلاد عراق بود ، در خرجرد جام با هاتفى ملاقات كرده و او را مأمور به نظم فتوحات شاهى كرد . هاتفى در