تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
است چون ملّاى مذكور قصيدهء اراده جواب خمسه مولوى نظامى مصمّم نموده از مولوى اجازت خواست . مولوى فرمود كه به شرط جواب ابيات فردوسى رخصت است و آن اين است :
درختى كه تلخ است وى را سرشت * گرش در نشانى به باغ بهشت ور از جوى خلدش به هنگام آب * به بيخ انگبين ريزى و شهد ناب سرانجام گوهر به كار آورد * همان ميوهء تلخ بار آورد
هاتفى گفت :
اگر بيضهء زاغ ظلمت سرشت * نهى زير طاووس باغ بهشت به هنگام آن بيضه پروردنش * ز انجير جنّت دهى خوردنش « 1 » دهى آبش از چشمهء سلسبيل * به آن بيضه دم در دمد « 2 » جبرئيل شود عاقبت بيضهء زاغ‌زاغ * برد رنج بيهوده طاووس باغ
مولوى گفت : اگرچه در هر بيت مانند ماكيان بيضه گذاشته‌اى ، لكن اجازت است . هاتفى عرض كرد كه جهت افتتاح ليلى و مجنون بيتى خود بايد فرمود . مولوى گفت :
اين نامه كه خامه كرد بنياد * توقيع قبول روزىاش باد
به يمن دعاى مولوى كتاب مذكور به اتمام رسيد و مقبول خاص و عام شد و مولانا هاتفى در خرجرد جام چارباغى تيار كرده سكونت گزيد و شاه اسماعيل صفوى كه براى زيارت شاه قاسم انوار در آنجا آمد سيركنان بر مكان هاتفى رسيد و چون شاه مذكور حكم كرده بود كه در تصنيفات جامى هرجا كه تخلّص او يابند جيم را تراشيده نقطهء ديگر بالايش نهند و مأموران حسب الحكم به عمل آوردند ، هاتفى آداب خدمت به جا آورده در اين باب پيش شاه اين قطعه بديهة عرض كرده :
بس عجب دارم « 3 » ز ادراك شه كشورگشاى « 4 » * آن‌كه بر درگاه او گردون غلامى كرده است كز براى خاطرجمعى لوند ناتراش * لفظ جامى را « 5 » تراشيده است ، « 6 » خامى كرده است
شاه به پاس خاطر مولانا در نهى اين امر قدغن بليغ فرمود . القصّه هاتفى صاحب تصانيف متعدّده و سخنور خوشگوست . « 7 » اين چند بيت از مثنويات اوست از تيمورنامه :
هامش
حدود 21 هزار بيت آن را به نظم آورد امّا توفيق اتمامش را نيافت و آن را شاهنامهء شاه اسماعيل نام نهاد . ديوان قصايد و غزليات نيز دارد . او به شاعران اواخر دورهء تيمورى متعلّق است و به سال 927 در خرجرد جام درگذشت و همان‌جا در باغ خودش مدفون شد . حبيب اللّه معرّف در تاريخ وفات هاتفى گويد :از باغ دهر هاتفى خوش‌كلام رفت * سوى رياض خلد به صد عيش و صد طرب تاريخ فوت او طلبيدم ز عقل ، گفت * از شاعر شهان و شه شاعران طلب( 1 ) . دهخدا : ارزنش . ( 2 ) . دهخدا : بدان بيضه گر دم دمد . ( 3 ) . روز روشن : حيرتى دارم . ( 4 ) . روز روشن : كشورگشا . ( 5 ) . روز روشن : نقطهء جامى . ( 6 ) . روز روشن : است و . ( 7 ) . دهخدا : او چهار كتاب : ليلى و مجنون ، شيرين و خسرو ، هفت منظر و تمرنامه ( ظفرنامه ) را به تقليد خمسهء نظامى به نظم
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 713 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده