بىتو مىريزد نمك در ساغر من ماهتاب * گرد كلفت مىشود در بستر من ماهتاب « 1 »
*
محتسب ميكشى از دست تو مشكل شده است * شيشهء مى [ به ] « 2 » بغل آبلهء دل شده است
واله
ميرزا ضياء الدّين اسلام خان واله تخلّص ، از امراى عصر اورنگ زيب پادشاه بود . « 3 » منه :
بىتو شام غم به روز ما شب خون مىزند * مردم چشمم ز گريه غوطه در خون مىزند
وسعتى پيدا كن اى صحرا كه امشب در غمش * لشكر آه من از دل خيمه بيرون مىزند
وجدان
محمّد معصوم مخاطب به على نسب خان وجدان تخلّص ، پسر مير محمّد زمان راسخ بود . مدّتى در رفاقت نوّاب سيف الدّوله عبد الصّمد خان و نوّاب ذكريا خان مانده . اگرچه از مال و اسباب او را بيشتر به هم رسيدى ، لكن چون صاحب دست و دل بود اكثر قرضدار مىماند . آخر عهد فردوس آرامگاه قضا كرد . « 4 » منه :
چشم در راه طلب هرچند مىداند مرا * نامهام مىخواند و امّا نمىخواند مرا
*
اگرچه زادهء پيغمبر است بنده كنند * كسى مباد چو يوسف در اين جهان تنها
*
ز بس كه از لب او گشته شرمگين ياقوت * به قصد خانهنشينى شود نگين ياقوت
*
رسيد ابر هواخواه ، مرحبا گفتيم * نمود بارش و ما رحمت خدا گفتيم « 5 »
هامش
مصاحبت محمّد مسلم كه از اكابر آنجا بود به اسلام اعتقاد آورد و در خدمت مولوى سيالكوتى در حضور پادشاه عالمگير مسلمان شد . در سال 1043 ه . ق . وفات يافت .
( 1 ) . بيت بعد ، از كلمات الشّعرا 133 :مىرسى ظالم به فريادم اگر وقت است وقت * مىزند ورنه شبيخون بر سر من ماهتاب( 2 ) . از كلمات الشّعرا افزوده شد .
( 3 ) . روز روشن 886 : مير ضياء الدّين حسين بدخشى مخاطب به اسلام خان جدّ مير محمّد افضل ثابت الهآبادى است . اوّلا به همّت خان مخاطب شد . هنگامى كه در جنگ جسونت سنگهه تردّدات نمايان از وى به ظهور رسيد به اسلام خان مباهى گرددى و در سنهء 1074 فوت شد .
( 4 ) . نتايج الافكار 729 : ديوانى ضخيم قريب بيست هزار بيت جمع نموده و مثنوى و قصايد علاوه بر آن نموده . در لاهور سكونت برگزيد و در عمر هفتاد سالگى در سنهء 1140 فوت شد .
( 5 ) . متن : رديف « گفتم » . تصحيح شد .