آنچه برجستيم كم ديديم در كار است و نيست * نيست در معنى بجز آدم كه بسيار است و نيست
واله
ميرزا يوسف واله تخلّص برادر طاهر وحيد است . « 1 » منه :
چه كوتاه است شبهاى وصال گلرخان يا رب * خدا از عمر ما در « 2 » عمر اين شبها بيفزايد
واعظ قزوينى
محمّد رفيع واعظ تخلّص قزوينى است . درجهء فصاحت كلامش ترقّى كمال يافته و سخنان موعظت بيانش در اكناف عالم شتافته . ديوانش باب الجنان است « 3 » و اين اشعار از جملهء آن :
ز پاس آشنايى بهره نبود خلق عالم را * نمك خوردن چو زخم از هم جدا سازد دو همدم را
*
خواهى كه سرفراز شوى ، خاكسار شو * راهى جز آستان نبود صدر خانه را
*
گر تهىدستى نه واعظ مايهء ديوانگى است * چيست باعث كز درختان بيد مجنون مىشود
*
چون كند پيرى ستم ياد جوانى مىكنم * ما به عمر رفته اكنون زندگانى مىكنيم « 4 »
*
زاهد براى دنيا كرده است ترك دنيا * آيينه از پى نقش از نقش گشت ساده
هامش
گفتا كه چگونه باشد احوال كسى * كو را به مراد ديگرى بايد زيست( اين رباعى با كمى تفاوت در منتخب اللّطايف و نيز در روز روشن 8 ، به نام خواجه على آزاد تخلّص آمده است . م )
نصرآبادى 335 : مدّتها در هند بود . سفر بسيار كرد و سوانح سفر خود را نوشت . سپس به اصفهان برگشته و در اوايل جلوس شاه عبّاس ثانى در مجلس راه يافت . در سال 1025 درگذشت . از اوست :اى ز آتش عذار تو گلها شرارهها * چشم تو را فريب و فسون از اشارهها
از بس كه چرخ كشتى دريادلان شكست * اين بحر يك سفينه شد از تخته پارهها( 1 ) . روز روشن 888 : ميرزا محمّد يوسف بيگ قزوينى ، در اصفهان اقامت داشت . از اوست :تا درنگرى نه سرو مانده است ، نه بيد * نى خارستان و نى گلستان اميد
دهقان فلك خرمن عمر ما را * مىپيمايد به كيل ماه و خورشيددهخدا : ميرزا يوسف اصفهانى متخلّص به واله ، از شاعران و خوشنويسان قرن يازدهم است و در دربار صفويّه به وزارت توپخانه مشغول بود . از اوست :جان ز پهلوى تن از قيمت خود بىخبر است * قطره را ابر چه داند كه گهر خواهد شد ؟( 2 ) . دهخدا : بر .
( 3 ) . نصرآبادى 171 و ريحانة الادب 6 / 293 و رياض العارفين 399 : در قرن يازدهم هجرى مىزيست . از شاگردان ملّا خليل قزوينى بوده . ديوان شعرش مشتمل بر هفت هزار بيت است . او معاصر سلطان حسين صفوى بوده و در اوايل جلوس سلطان مذكور به سال 1089 درگذشت . واعظ از علم معقول بهرهاى داشته و در اين علم كتابى به نام ابواب الجنان تأليف كرد ، امّا بيش از دو باب آن را ننوشت و پس از مرگ وى پسرش ملّا شفيع آن را پايان داد .
( 4 ) . متن : مىكنم . تصحيح شد .