وحيد قزوينى
ميرزا محمّد طاهر وحيد تخلّص ، يكتاى كمالش چون الف اوج به درجهء اعلى رسيده و بىهمتاى قدرتش مثل باى بلندى سرمايهء برترى گزيده . او از كلانتران بلدهء قزوين بود . در ابتداى حال خدمت مجلسىنويسى شاه ايران كه عبارت از حضورنويسى با وقايعنگارى است عزّ امتياز يافته ، بعده به پايهء وزارت شاهان ترقّى گزيد . صاحب ديوان مشتمل جميع اقسام شعر است و او تا عهد شاه سليمان صفوى زنده بود . « 1 » منه :
مىرود از دل تردّد ، وا كنى گر ديده را * خضر بيدارى بود در خواب گم گرديده را
*
فتادگى است كه پرواز آن فلكپيماست * به بال سايه گرفته است اوج قدر هما
*
دمى با حق نبودى ، چون زنى لاف شناسايى * تمام عمر با خود بوده [ اى ] ، نشناختى خود را
*
به سان مغز بادامى كه از توأم جدا افتد * در آغوشم نمايان است خالى بودن جايت
*
دولت سفله آفت سرِ اوست * نامهء قتل مور در پر اوست
*
امروز با تو دعوى دل چون كند وحيد * روزى كه داده بود خطى در ميان نبود
*
مانند شان موم كه ريزند شمع زو * شد خانهها خراب كه سروت نهال شد
وارسته
امام قلى وارسته تخلّص ، در همان عهد بود . « 2 » منه :
هامش
( 1 ) . روز روشن 901 : اوّل در دفترنويسان شاه عبّاس ثانى منسلك گشت و با ميرزا تقى وزير ربطى پيدا كرد . در زمان شاه سليمان صفوى به خطاب نوّاب عماد الدّوله سرفرازى يافت . در سنهء 1110 فوت شد . وى با ملّا محمّد باقر مجلسى اكثر اوقات طريق مطايبه مىپيمود و در نشتر عشق اشعار ديوانش نود هزار بيت و در شمع انجمن سى هزار بيت شمرده .
دهخدا : ميرزا طاهر ، مورّخ رسمى دربار شاه عبّاس دوم بود . در سال 1011 وزير شاه سليمان صفوى شد و در آخر گوشهگيرى اختيار كرد . از آثار معروف وى ، تاريخ شاه عبّاس دوم است . آثارى هم به نظم و نثر به زبان فارسى و تركى دارد . به سال 1120 درگذشت . از اوست :پيش من در طلب يار به حسرت مردن * به از آن است كه پرسم ز كسى يار كجاست( 2 ) . روز روشن 863 : امام قلى بيگ ، از ايل چگنى بود و به ملازمت بارگاه شاه عبّاس ثانى مباهات مىكرد . از اوست :با دل گفتم كه اى دل احوال تو چيست * دل ديده پرآب كرد و خوناب گريست