تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
بس كه آمد بر سر من سنگ بيداد بتان * جمع شد در گرد من فرسنگ در فرسنگ سنگ اى وفايى ترك ننگ و نام كن در عاشقى * نيست عاشق هركه را باشد ز نام و ننگ ننگ

واحد كرمانى

معروف به اقتلوا است . منه :
بر گريهء من خندهء آن پسته‌دهن بين * در خندهء آن لب نگر و گريهء من بين

وحيدى

نامش در تحفهء سامى مسطور است . « 1 » منه :
دلبر شيشه‌گر به رعنايى * مردم ديده راست بينايى بس كه شد شيشه‌اش پسنديده * همچو عينك نهند بر « 2 » ديده

واحدى

در عصر اكبر پادشاه بود . « 3 » منه :
قدّ تو نهال است ، نشان در برم او را * كز ديده دهم آب و به جان پرورم او را

وقوعى

محمّد شريف وقوعى ، غير از وقوعى تبريزى است . در همان عصر بود . منه :
باز از خليدن مژه خوناب‌ريز شد * زخمى كه غمزهء تو نمك سوده كرده بود

والهى قمى

از اوستادان مسلّم الثّبوت و جامع جميع اقسام شعر و صاحب ديوان است و طرزش به‌طور قاضى نورى ماناست . « 4 » وى راست :
هامش
( 1 ) . تحفهء سامى 126 : وحيدى قمى ، در سنهء 942 فوت شد . با مولانا حيرتى منازعه و معارضه داشت . از اوست :گشته زين‌گونه خسّت و ابرام * شعر مذموم و شاعران مذموم( 2 ) . متن : در . از تحفهء سامى تصحيح شد . ( 3 ) . دهخدا ، از شاعرى ايرانى به نام واحدى ياد كرده كه در عهد اكبر پادشاه به هند رفته امّا ناكام به وطن خود بازگشت و اين ابيات را از وى آورده است :كور مىخواهم ز گريه ديده اغيار را * تا نبيند چشم بد ديگر جمال يار را*واحدى تايب و زاهد شده بودى دو سه روز * باز عاشق شده‌اى ، جاى مباركباد است( 4 ) . روز روشن 888 : در طرز شاعرى به شريف قزوينى و قاضى نورى اصفهانى اقتفا مىنمود . ديوانى قريب شش هزار بيت دارد .