مثنوى گل كشتى از او مشهور ، چند بيت آن سخنور مسطور شد :
صبح يك تحسين سرا خورشيد تابان تو را * آفرين گو مطلع چاك گريبان تو را
*
تا كى در آرزوى تو اى شاه بىنياز * ترجيعبند شكوه بود سال و ماه ما
*
آنقدرها كه ياد ما نكنى * آنقدر ياد « 1 » كردهايم تو را
با غلام كسى كه گفت نجات « 2 » ما كى آزاد كردهايم تو را
*
به راه عاشقى پروانه باشد رهنماى من * نسوزم بهر يارى كو نسوزد از براى من
نجات
مير نجات ، برادر مير جلال الدّين سيادت تخلّص است . خوبگوست . از اوست :
ما در اين باغ نهال چمن تصويريم * هست در خانهء نقّاش رگ و ريشهء ما
نكهت
عبد اللّه نكهت تخلّص ، اسمش در بياض ميرزا صائب مسطور است . معلوم باد كه تذكرهنويسان متأخّرين مثل خان آرزو و غيره در هر باب چند اسامى را از بياضهاى معتبره نقل كردهاند . اگر چه توهّم اتّحاد بعضى در دل خدشه دارد ، لكن تبعيّت تحرير اساتذه ناگزير است . « 3 »
طلب دوباره خوشايند نيست از سايل * كريم گر همه عمر دوباره مىبخشد
نكهت شيرازى
نكهت تخلّص شيرازى ديگر كس است . « 4 » منه :
هامش
اصطلاحات كشتىگيران مشهور است . در عهد شاه سليمان صفوى از ميرمنشيان سركار شاهى بود و در زمان سلطان حسين ميرزا صفوى به داروغگى كتبخانهء شاهى مباهى گشت . ديوانش ده هزار بيت دارد .
دهخدا : از شاعران قرن دوازدهم معاصر با حزين و نصرآبادى و از منشيان و مستوفيان عهد صفوى است . از اوست :اى زهد سالهاست كه شرمندهء توام * گر عاشقى امان بدهد بندهء توام*مىخواست سوى من نگرد ، سوى خويش ديد * خود نوش كرد شربت بيمار خويش را*شب از فغان همهء خلق را ز خواب برآرم * براى آنكه تو را هيچكس به خواب نبيند( 1 ) . متن : عذر ياد . از صيادان معنى 1013 تصحيح شد .
( 2 ) . متن : گفت شاه نجات . تصحيح قياسى .
( 3 ) . دهخدا به نقل از صبح گلشن اين بيت را از او آورده است :شبى كه داغ تو سوزم به دل چنان خواهم * كه همچو شمع شود زندگى تمام مرا( 4 ) . نصرآبادى 388 : نكهتى شيرازى ، مدّتى قبل از اين به اصفهان آمد و انورى را به نظر نمىآورد . به هند رفته خبرى از او نشد .