تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
من بودم و يار شوخ « 1 » سيمين‌تن من * جمعى به « 2 » نشاط و عيش پيرامن من ايشان همه صبحدم پراكنده شدند * جز خون جگر كه مانده در « 3 » دامن من

نصيب

ميرزا محمّد نصيب تخلّص ، جوانى خوب‌كس بود . منه :
قامت او از قيامت هيچ كوتاهى نداشت * شورشى انداخت در عالم كه در محشر نبود

ناظم

نظاماى ناظم تخلّص ، از زمرهء بنّايان بود . « 4 » منه :
عرض هنر از پاك‌ضميران نتراود * كس قيمت دُر از لب دريا نشنيده « 5 »

نطقى نيشابورى

ملّا نطقى نيشابورى ، معاصر محمّد جان قدسى بود . منه :
خارم ولى گلاب ز من مىتوان گرفت * از بس كه بوى همدمى گل گرفته‌ام

ناجى تبريزى

در طريقهء فقر و فنا بود . منه :
هيچ‌گه چشم سيه مست تو را خواب نبرد * كه به بيدارىاش از گريه مرا آب نبرد « 6 »

نسبت

طالباى نسبت تخلّص ، احوالش در كلمات الشّعرا مسطور است . منه :
هامش
( 1 ) . تذكرهء شعراى پنجاب : من بودم و دوش يار . ( 2 ) . تذكره شعراى پنجاب : ز . ( 3 ) . تذكره شعراى پنجاب : ماند بر . ( 4 ) . روز روشن 797 : نظاما شيرازى ، اوّل سالم تخلّص مىكرد و بعد از آن ناظم برگزيد . ناظم يزدى را با وى بر سر تخلّص منازعتى واقع شد . دهخدا : ناظم شيرازى معروف به نظاما ، از شاعران قرن يازدهم هجرى و معاصر با صفويه است . به شغل بنّايى اشتغال داشته . از اوست :خرامش گرچه در هر گام صيدى در كمين دارد * نگاهش چون رميدن توسنى در زير زين دارد به جوش كينه كى تسخير دل‌ها مىتوان كردن * حباب از سينه صافى بحر در زير نگين دارد( 5 ) . روز روشن : نشنيده است . ( 6 ) . بيت ديگر اين غزل از نصرآبادى 363 :بجز از من كه به خاكستر گلخن مردم * هيچ‌كس رنگى از اين بستر سنجاب نبردو نيز از اوست :بيرون از خود به خود رهى پيدا كن * چون نالهء بااثر به هر دل جا كن گر زمزمه‌اى رسد به گوشت بخروش * كم نيستى از دايره ، گوشى واكن
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 673 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده