گشت ز سير گلستان شيفتگى فزون مرا * نالهء عندليب شد زمزمهء جنون مرا
*
ز بس اسير توام چون گناهكار غريب * نظر به هركه كنم باشد التماس مرا
*
عاشق آن است كه فكر سروسامانش نيست * اگرش پيرهنى هست ، گريبانش نيست
*
معشوق ما به مذهب ما كس موافق است * با ما شراب خورد و به زاهد نماز كرد
*
ز پشت لب خط آن قبله را شمار ابرو * چو ركن كعبه چهار است شد چهار ابرو
*
دلم در وصل از تاب رخ جانانه مىسوزد * فروزد گر چراغ تيرهبختان ، خانه مىسوزد
ناجى كاشى
پسر ملّا حسن واعظ است . منه :
سر از خاك لحد از شرم عصيان برنمىدارم * كه ترسم از وجودم ننگ باشد « 1 » اهل محشر را
نصيب
از سادات رضوى است . منه :
آمد رقيب و طرّهء جانان من گرفت * گويا اجل رسيد و رگ جان من گرفت
نصيراى همدانى
ملّا نصيراى همدانى از شعراى معروف و نثاران موصوف است و گفتوگوى ملّا مرقوم مقبول طبايع ارباب كمال بود . چنانچه بهاء الدّين عاملى او را نقل مجلس مىگفت . « 2 » هذا من ديوانه :
هامش
يازدهم در خاك تختگاه هارون خفت .
دهخدا : از شاعران عصر صفويه است . نامش شهسوار بيگ بوده . در آغاز ، صدقى تخلّص مىكرد ولى به نادم تغيير داد . در اوان جوانى به ترك وطن گفت و عزيمت هندوستان كرد . در آنجا با نظيرى آشنا گشت و از او محبّتها ديد . تقى اوحدى نادم را در آگره و مؤلّف تذكره ميخانه او را در سال 1020 در كشمير ملاقات كرده و در آن وقت نادم سى ساله بوده است ، او قريب به هفتاد سال عمر كرد . مدّتى در بنگاله و عظيمآباد بسر برد و سرانجام در دوران شاه صفى به اصفهان برگشت و در همانجا درگذشت .
( 1 ) . دهخدا : ننگ آيد .
( 2 ) . روز روشن 823 : از ارباب فضايل عهد شاه عبّاس ثانى بوده و كسب علم از شيخ بهاء الدّين عاملى نمود . در همدان متولّى مرقد امامزاده سهيل على بود . هزار و يك بيت از اشعار خودش را انتخاب زده به نهج ديوان ترتيب داده بود . سال وفاتش 1030 است .