دارم كه او مغاير نصيبى گيلانى است . « 1 » منه :
نصيحت تا به كى ناصح ، من بىصبر و سامان را * برو يك بار هم پندى بده آن ناپشيمان را
نظيرى
قبل از نظيرى نيشابورى بود . منه :
تا كجا زان خطّ مشكين و دهان غنچه رنگ * بر من بد روز مىدارى جهان تاريك و تنگ
نظام استرابادى
نظام استرابادى است و احوالش داخل تحفهء سامى است . « 2 » منه :
بود به هم غم و شادى ، اسير دنيا را * مگس دو دست به سر ، پاى در شكر دارد
نويدى شيرازى « 3 »
خواجه عبيدى بيگ نويدى شيرازى ، در عهد شاه طهماسب ماضى بود . جام جمشيد از مثنويات اوست . « 4 » منه :
هامش
( 1 ) . دهخدا : اسعد الحق يزدى ، از شاعران قرن دهم و از شاگردان ملّا جلال الدّين دوانى است . مدّتى در شيراز تلمّذ كرده سپس به يزد و يا به قول آتشكدهء آذر ، به وطن خود طرشت رى برگشت . ديوان وى هفت هشت هزار بيت دارد . به سال 914 درگذشت . از اوست :گفتم كه بوسهاى به نصيبى نمىدهى * خنديد زير لب كه چه گوييم ، يا نصيب*تا كسى ظن نبرد كو به شبم همنفس است * روز در رهگذرش بينم و گويم چه كس است ؟*وقت رفتن دست چون بر طرف دامن مىزند * دامنى باشد كه او بر آتش من مىزند*زنده در عشق چهسان بود نصيبى مجنون * عشق آن روز مگر اين همه دشوار نبود ؟( 2 ) . روز روشن 833 : در هرات بسر نمود و همانجا در سنهء 921 از نظم نظام عنصرى دست كشيد . در شمع انجمن او را با امير نظام الدّين كبودجامهء استرابادى يكى شمرده و صاحب خزانهء عامره و ديگر ارباب تذكره او را غير از امير نگاشتهاند . از اوست :آنكس كه در زلال بقا فيض جان نهاد * فيض حيات ما به لب دلستان نهاد
تير تو را كه آرزوى جان بود دلم * ره داد بىتوقّف و منّت به جان نهاددهخدا : از شعراى قرن نهم و دهم است . قصايدى در مدح اهل بيت ( ع ) و منظومهاى به عنوان سليمان و بلقيس دارد . ديوان او بالغ بر 1700 بيت است . از اوست :تيرت گذشت از جان ، در دل گرفت منزل * جان يافت راحت امّا ، كار دل است مشكل*به باغ دل در اين بستانسراى عالم فانى * نهال آرزو منشان ، كه بار آرد پشيمانى( 3 ) . اين شاعر در چند صفحه بعد هم آمده است .
( 4 ) . روز روشن 857 : خواجه عبدى بيگ اصفهانى ، به وجه كثرت قيامش در شيراز بعضى او را شيرازى دانستهاند . از محررّان دفتر شاه طهماسب صفوى است . به تتبّع خمسهء نظامى پنج مثنوى دارد .
دهخدا : زين العابدين عبدى بيگ شيرازى ، از شاعران قرن دهم هجرى است .