تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
او را احترام مىنمودند . « 1 » هذا منه :
ما را هوس صحبت جان‌پرور يار است * ورنه غرض از باده نه مستى ، نه خمار است « 2 »

نظمى زهگيرتراش

مولانا اخى نظمى تخلّص زهگيرتراش بود . « 3 » منه :
شويم خاك رهت گر « 4 » به درد ما نرسى * چنان رويم كه ديگر به گرد ما نرسى

نهانى

نهانى تخلّص ، زنى فصيحه در عصر سلطان حسين بايقرا بود . منه :
اگرچه مهر به تقدير لا يزال برآيد * به ماه من نرسد گر هزار سال برآيد

نامى ابهرى

مولانا صدر نامى تخلّص ابهرى است . احوالش در مجالس النّفايس مسطور است . « 5 » منه :
دردا كه درد ما « 6 » به دوايى نمىرسد * فرياد مىكنيم و به جايى نمىرسد

نسيمى شيرازى

سيّد نسيمى شيرازى در همان عصر بود . « 7 » منه :
هامش
( 1 ) . رياض العارفين 252 : با شاه شجاع آل مظفّر معاصر بوده و با سلمان ساوجى هم‌كلام . از اوست :ما را كه براندند چو گرد از در مسجد * خاك در ميخانه به است از همه بابىدهخدا : از شاعران قرن هشتم هجرى است . او قاضى بخارا بوده ولى از قضا استعفا خواست و ترك و تجريد اختيار كرد . سلمان ساوجى را در بغداد ملاقات كرد و به خدمت سلطان اويس رسيد . به سال 779 درگذشت . از اوست :خط برآوردىّ و افكندى به جانم اضطراب * ملك معمور از برات بىجهت كردى خراب*دل مجروح را پرواى تن نيست * شهيد عشق محتاج كفن نيست مرا دل مىكشد جايى كه آنجا * صبا را زهرهء آمد شدن نيست*قدى چو سرو و رخى همچو ارغوان دارى * مرو به باغ كه در خانه بوستان دارى( 2 ) . بيت ديگر اين غزل از رياض العارفين :در مدرسه كس را نرسد دعوى توحيد * منزلگه مردان موحّد سر دار است( 3 ) . دهخدا : نظمى هروى ، در قرن نهم هجرى مىزيست . صبح گلشن نامش را ملّا اخى زهگيرتراش ثبت كرده است . ( 4 ) . متن : كو . تصحيح شد . ( 5 ) . دهخدا : صدر محمّد نامى ، از شاعران قرن دهم و معاصر شاه عبّاس كبير است . از اوست :زان لب به كام دل مى نابم نمىدهى * مىميرم از خمار و شرابم نمىدهى سروى ، ولى نمىفكنى سايه بر سرم * خضرى ، ولى چه سود كه آبم نمىدهى*چه مىكنم به ديارى كه نيست يار آنجا * كجاست خاك رهش تا شوم غبار آنجا( 6 ) . متن : من . ( 7 ) . رياض العارفين 397 : نامش سيّد عماد الدّين ، ارادت به سيّد شاه فضل متخلّص به نعيمى داشته و در سنهء 837 منصوروار پا
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 650 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده