تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
اجودهن رفت و به شرف بيعت ممتاز شده بعد مدّتى به خرقهء خلافت مشرّف شده رخصت دهلى يافت و در آنجا در غياث‌پوره كه الآن خانقاه اوست سكونت گزيد و عالمى از موائد فيضان او فوايد برده . ذات آن ستوده صفات مظهر كشف و كرامات بود . نقل است كه شخصى براتى كه مبلغ بسيار در آن مرقوم بود گم كرد و پيش نظام الاوليا آمده ماجرا معروض داشت . شيخ يك درم از پيش خود به وى داد كه اين را حلوا خريده به روح حضرت فريد الحق و الدّين فاتحه كرده به درويشان تقسيم كن . چون آن شخص مطابق امر به عمل آورد ديد كه پاره كاغذ كه در آن حلوا پيچيده بود همان برات است . القصّه او پيش از رحلت چهل روز طعام نخورد و بعد طلوع آفتاب روز چهارشنبه هژدهم ربيع الآخر هفتصد و هشتاد و پنج داعى حق را لبّيك اجابت گفت . « 1 » هذا من كلامه :
امروز كه بندهء تو خوانند مرا * بر مردمك ديده نشانند مرا لطف عامت عنايتى فرموده است * ورنه چه كسم ، خلق چه دانند مرا
از رباعى مذكور شيخ فريد الحق بسيار محظوظ بودند .

ناصر شيرازى

مرد وارسته ملازم صحبت شيخ سعدى بود . « 2 » منه :
اگر گرد صبا گرد تو گردد * ز غيرت پى كنم باد صبا را نيايىّ و نيايد يادت از من * فرامش كرده‌اى يك باره ما را

نزارى

حكيم نزارى نزارى تخلّص نيز معاصر شيخ سعدى است . « 3 » منه :
هامش
( 1 ) . رياض العارفين 241 : مريد شيخ فريد الدّين شكر گنج است . شيخ نجم الدّين حسن دهلوى و شيخ نصير الدّين مشهور به چراغ دهلى و امير خسرو دهلوى از مريدان در خدمت جناب شاه نظام ارادت تمام داشته‌اند . عمر آن جناب هفتاد و پنج سال و در سنهء 725 فوت شد . از اوست :رو نگردانم ز جورت تا سرم بر تن بود * گر به سر گرد جهان چون گوى گردانى رما گر برنجانى نرنجم زان كه رنجت راحت است * جانى و آرام جان هرچند رنجانى مرادهخدا : محمّد بن احمد بن على دهلوى ، معروف به شيخ نظام الدّين اوليا ، متخلّص به نظام و نرگسى ، از مشايخ قرن هشتم و اعاظم عرفاى هندوستان است . اجدادش از مردم بخارا بودند و به هند مهاجرت كردند و در قصبهء بدايون ساكن شدند . او به سال 633 تولّد يافت و در سال 725 درگذشت . مريد شيخ فريد الدّين شكر گنج بود . مزار وى در مقبرهء شكر گنج هندوستان زيارتگاه است . امير حسن دهلوى و امير خسرو از مريدان وى بوده‌اند . نظام الدّين در وصف مريد خويش امير خسرو دهلوى گفته است :از ملك سخنورى شهى خسرو راست * خسرو كه به شاعرى نظيرش كم خاست اين خسرو ماست ناصر خسرو نيست * زيرا كه خداى ناصر خسرو ماست*مرغ باغ قدسىام با قدسيان بودم بسى * چند گاهى شد كه هست اين فرش خاكى مسكنم( 2 ) . دهخدا ، وى را ناصر بجه‌اى شيرازى ، معاصر سعدى شيرازى معرّفى كرده و اين دو بيت را به نام وى آورده است :سوگند به زلف پر ز چينت * يعنى به كمند عنبرينت سوگند به پيكر سعادت * يعنى كه به روى نازنينت( 3 ) . روز روشن 813 : نزارى قهستانى ، گويند از فرقهء اسماعيليه بود و كتاب دستورنامه در آداب معاشرت از تأليفات اوست . در
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 647 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده