سرگشته دلم به « 1 » آرزويى مانده است * در چنبر زلف تازهرويى « 2 » مانده است
اين شير هميشه بود زنجير گسل * امروز چنين بسته به مويى مانده است
نصير الدّين طوسى
خواجه نصير الدّين بن حسن طوسى ، از علماى نامدار و معاصر هلاگو خان و اوستاد كمالات آثار است . در سنهء ششصد و هفتاد و به قولى شصت و چار از اين جهان رفت . و شرح اشارات و تجريد و نقد تحصيل و غير هم از تصانيف اوست . « 3 » منه :
اى در همه عمر خود بديها كرده * وانگاه به رحمتش تولّا كرده
بر عفو مكن تكيه كه هرگز نبود * ناكرده چو كرده ، كرده چون ناكرده
بعضى اين رباعى به قدرى تفاوت به نام حضرت ابو سعيد ابو الخير منسوب دارند .
نظام الدّين خالد دهلوى
حضرت نظام الدّين خالد دهلوى ، امجد اولياى معنوى و متوطّن قصبهء بدايون و خليفهء بزرگ فريد الحقّ و الدّين است . و لقبش سلطان المشايخ و نظام الاوليا است . او در آغاز شباب در بلدهء دهلى آمده تحصيل علوم نمود . چون از عمر دوازده سالگى سوز محبّت شيخ فريد الحق در دل خود نهان داشت ، در آن وقت آتش خسپوش شوقش زبانهزن شد و براى ادراك صحبت شيخ به قصبهء
هامش
مؤلّف عرفات العاشقين ، مدّاح آل صاعد و نيز ابو بكر سعد زنگى بوده است . از اوست :به خدايى كه دست قدرت او * آرد از شاخ خشك ميوهء تر
كه مرا بىرخت شراب مباد * نيست جز آب چشم و خون جگر( 1 ) . دهخدا : دلم در .
( 2 ) . دهخدا : زلف ماهرويى .
( 3 ) . رياض العارفين 395 : بعضى گفتهاند كه اصل وى از طوس من توابع شهر قم بوده و همشيرهزادهء حكيم فاضل بابا افضل كاشى است و بعضى گفتهاند از جهرود من اعمال قم است و در طوس خراسان متولّد شده . علوم حكميه را از فريد الدّين داماد تحصيل كرده . گويند خواجه با صدر الدّين قونيوى معاصر و مدّتها با هلاگو خان بسر برده . از جملهء تصنيفات او : اوصاف الاشراف در سلوك و انصاف و شرح اشارات شيخ الرّئيس در حكمت و شرح كلمات بطلميوس در نجوم و اخلاق ناصرى كه به نام ملك ناصر الدّين قهستانى نوشته . مدّت هفتاد و هفت سال عمر يافته و در سنهء 672 به رياض رضوان شتافت . از اوست :جز حق حكمى كه حكم را شايد نيست * حكمى كه ز حكم حق فزون آيد نيست
آن چيز كه هست آنچنان مىبايد * آن چيز كه آنچنان نمىبايد نيست*آن قوم كه راه بين فتادند و شدند * كس را به يقين خبر ندادند و شدند
آن عقده كه هيچكس نتانست گشاد * هريك بندى بر آن نهادند و شدنددهخدا : محمّد بن فخر الدّين محمّد بن حسن ، مكنّى به ابو جعفر ، از اعاظم رجال قرن هفتم ايران است . او به سال 597 در جهرود قم يا در طوس ، ولادت يافت و علوم نقلى و عقلى را فراگرفت . مدّتى به دربار ناصر الدّين عبد الرّحيم حكمران قهستان راه يافت و كتاب اخلاق ناصرى را به نام او پرداخت . بعدها به وزارت هلاگو رسيد و در سال 657 به فرمان وى به بناى رصدخانهء مراغه مشغول شد . بعد از هلاگو نيز در نزد اباقا خان احترام و عزّت داشت . بيشتر از 60 تأليف در علوم مختلف را به وى نسبت مىدهند . او به سال 672 در بغداد درگذشت .