تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
رسيده . « 1 » منه :
چنين كه تكيه به دستار يار دارد گل * دگر كجا سر و برگ بهار دارد گل شكايت از ستم يار طور مولى نيست * به بلبل آنچه كند اختيار دارد گل

مخلص كهترى

راى آنندرام مخلص تخلّص ، از قوم كهترى است . به خدمات لايقه ممتاز بود . شاگردى ميرزا عبد القادر بيدل دارد و در سنهء 4 احمد شاه پسر فردوس آرامگاه به مرض نفث الدّم از اين جهان رفت . هذا من ديوانه :
الهى آب و رنگ سوز بلبل ده زبانم [ را ] * به خون دل بيارا همچو برگ گل دهانم [ را ]
*
مىتوان در برگ‌هاى لاله خاك ما گرفت * كشتهء آن چووه ماليده بر دوشيم ما
*
ديدم پر از نقاط شك اوراق لاله را * كردم به دل مقابله چون اين رساله را
*
در جناب مقدّس خوبان * نيست جز دل كسى وسيلهء ما
*
عاشقى خانه‌زاد ما باشد * بود مجنون هم از قبيلهء ما
*
از قدش بر من قيامت در جهان * گر نشد امروز فردا مىشود
*
دارد به فرق خود [ سر ] مهتاب سرو من * يا قيف نقره بر سر ميناى باده است ؟
*
دختر رز جلوه فرما در حرير شيشه نيست * فرق گل سترى فرنگىزادهء پوشيده است
*
از خطت شور در چمن افتاد * بنده‌پرور هنوز آغاز است
*
معمورهء هند كشور خلد مثال * دار الشّوقى است از وفا مالامال موقوف به عشق است مدار خلقش * از غرّهء مهر هست آنجا سر سال
هامش
( 1 ) . آتشكدهء آذر 652 : در زمان شاه سلطان حسين صفوى پا به دايرهء نظم گذاشته و در سنهء 1122 وفات يافت . از اوست :ز حسن و عشق به هر شهر داستانى هست * حديث ليلى و مجنون به هر زبانى هست
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 637 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده