تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨

معاف كاشى

آقا محمّد كاشى معاف تخلّص ، در همان عصر بود . منه :
قانع به طمع بر در هر دون نرود * يك گام ز حدّ خويش بيرون نرود چون مردم چشم در نظرهاس عزيز * از خانهء خود كسى كه بيرون نرود

مجيد شوشترى

ميرزا مجيد شوشترى است . در هندوستان آمده ملازم نوّاب صفدر جنگ بهادر شد و بعد مدّتى مراجعت به وطن خود كرد . خيلى ظريف‌طبع بود . منه :
ندارد حاصلى دل را به آن نازك‌ميان بستن * كه از دستش چو نى « 1 » بايد كمر بهر فغان بستن خموشى لازم افتاده است جوياى معانى را * كه از بهر گهر غوّاص را بايد دهان بستن

متين اصفهانى

شيخ عبد الرّضا متين تخلّص ، اصلش از عرب و مولدش صفاهان است . در هندوستان آمده مدّتى در شاهجهان‌آباد گذرانيده در بلدهء لكهنو پيش نوّاب سعادت خان برهان الملك بهادر رسيد . نوّاب موصوف و نوّاب وزير صفدر جنگ بسيار به رعايت خاطرش مىكوشيدند . « 2 » اوستاد نيكوست . از اوست :
جز حديث عشق هرگز نيست « 3 » در ديوان ما * پاى تا سر سورهء يوسف بود « 4 » قرآن ما
*
آن است شه نجف كه در روز الست * دادند جهانيان به پيمانش دست بر تخت رسول تا على پاى نهاد * مىدان به يقين كه حق به كرسى بنشست
*
در عرصهء كاينات كرديم « 5 » نگاه * گشتيم ز يكتايى يك‌يك آگاه هركس ديديم مثل و مانندش نيست * هر فرد بود به وحدت خويش گواه

محرم

ميرزا محرم پسر عبد الغنى بيگ قبول است . منه :
هامش
( 1 ) . متن : مى . تصحيح شد . ( 2 ) . روز روشن 710 : سلسلهء نسبش به مالك اشتر نخعى مىرسد . پدرش شيخ عبد اللّه نجفى ، در اصفهان توطّن گزيد و عبد الرّضا در عهد محمّد شاه پادشاه به دهلى رسيده و به امير محمّد افضل ثابت به مشاعره و مناظره درپيوست و بعد رفاقت محمّد قلى خان ناظم اله‌آباد اختيار نمود و در سنهء 1175 به دار جاودانى نقل كرد . در اكثر اشعار متتبّع شيخ محمّد على حزين بود و در فن معمّا كمال مهارت داشت . ديوانش قريب دوازده هزار بيت است . ( 3 ) . روز روشن : حرفى نيست . ( 4 ) . روز روشن : سورهء يوسف بود سرتاسر . ( 5 ) . متن : كردم چو . تصحيح قياسى .