تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
ز خطّ پشت لبت كى شكايتى دارم * مرنج جان كسى بر سبيل مذكور است

ميمنت

ميمنت خان ميمنت تخلّص ، داروغهء عمارت نوّاب وزير قمر الدّين خان بهادر بود . منه :
به باده لعل تو را هيچ‌گونه نسبت نيست * كه لعل تو نمكين و شراب بىنمك است

محزون

ميرزا هاشم محزون تخلّص ، نواسهء ميرزا طاهر وحيد است . همراه صالح بيگ ايلچى نادر شاه به علاقهء « 1 » وقايع‌نگارى در سنهء 1154 در هندوستان آمده . منه :
گشتم چندى چو عندليبان به چمن * [ ش نيافتم گلى در گلشن ] « 2 » از لاله ز داغ دل او پرسيدم * گفت از دل خويش پرس حال دل من

مير

مير محمّد تقى مير تخلّص ، همشيره‌زادهء سراج الدّين على خان آرزوست . در فنّ شاعرى و نثرنويسى يگانه خصوصا در فنّ ريخته‌گويى وحيد زمانه است . قبل از اين چند سال در شاهجهان‌آباد بود . منه :
مهيّاى سفر همچون غريبان جهان ماندم * در اين محنت‌سرا يك‌چند من هم ميهمان ماندم كسم فريادرس جز بىكسى نبود در اين وادى * كه چون صوت جرس بسيار دور از كاروان ماندم

مشكلى

ميان مشكلى تخلّص ، خلف شيخ مكارم متوطّن كول است . نهايت صاحب استعداد و كمال بود و بر حال مؤلّف خيلى شفقت مىنمود . در ابتداى عهد شاه عالم پادشاه قضا كرد . منه :
گله از جور دلربا چه كنم * بنده‌ام ، شكوهء خدا چه كنم

محبّ اللّه لاهورى

از تازه‌گويان اين عصر است . قبل از اين مدّتى در ملك كشمير گذرانيده به آن روى گنگ رفت و بعده احوالش معلوم نيست . منه :
هامش
( 1 ) . متن : علايقه . تصحيح شد . ( 2 ) . اين مصرع را به همين صورت ناقص در حاشيهء كتاب و در 29 صفحهء قبل نوشته و به جاى آن قسمتى از يك مصرع از اشعار محتشم كاشى كه در 29 صفحه قبل شرح آن آمده در اين صفحه نوشته شده است . ظاهرا بايد اين مصرع بدين صورت خوانده شود :مانند گلشن نيافتم در گلشن .
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 639 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده