تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦

معجز افغان

نظام خان معجز تخلّص افغان‌نژاد ، از نواحى « 1 » كابل و پشاور ، استاد كامل الاستعداد ، نهايت متورّع و متّقى بود . وارد بلدهء دهلى شد و درس كتب نازك‌خيال مثل ديوان جلال اسير و مثنوى زلالى و غيرهما در پيش داشت . در پيرانه سرى از نور بصر عارى شده آخر مفلوج شده در سنهء 1062 قضا كرد . « 2 » هذا من ديوانه :
جيب ما حلقهء گرداب شد از گريهء ما * آستين كوچهء سيلاب شد از گريهء ما
*
چنين به ناز كه دامن كشيده‌اى از ما * به غير آينهء دل چه ديده‌اى از ما
*
كسى به كوى وفا بىخبر نمىآيد * اگر سرشك شود هيچ‌كس نمىآيد

مشتاق اصفهانى

مير سيّد على مشتاق تخلّص صفاهانى است . « 3 » منه :
من كز قفس نجات نيابم چه حاصلم * گيرم بهار آمد و فصل خزان گذشت

محمّد تبريزى

ميرزا محمّد تبريزى ، صاحب علم و هنر بود و به ملازمت نادر شاه قهرمان ايران به پايهء ترقّى رسيده . آخر نخل حياتش از تيغ ستم آن سلطان قطع شد . منه :
در جيب غنچه پوشد و در برگ لاله داغ * عشقت به رنگى از دل هركس ظهور كرد

مولى اصفهانى

آقا عبد المولى مولى تخلّص اصفهانى است و خبر فوتش در عهد فردوس آرامگاه در هندوستان
هامش
( 1 ) . متن : نواح . تصحيح شد . ( 2 ) . روز روشن 745 : در نظام‌آباد در سنهء 1160 از اين جهان درگذشت . ( 3 ) . روز روشن 739 : آقا محمّد عاشق و رفيق سبزىفروش و ميرزا صبوح از شاگردان او بودند . در سنهء 1170 فوت شد . از اوست :گشايد از در ميخانه هر در كآسمان بندد * مبادا در به روى هيچ‌كس پير مغان بندد*بت‌شكنى پيشه كند بت‌تراش * گر كنى از پرده ظهور ، اى صنم برهمنان گرد تو و من تو را * چند كنم سجده ز دور ، اى صنمدهخدا : در حدود سال 1101 در اصفهان زاده شده و به سال 1171 در همان‌جا درگذشت . وى از بنيانگذاران دورهء بازگشت بود و در سخن از سبك عراقى پيروى مىكرد ، سپس به سبك شاعران متقدّم روى آورد . با آذر ، هاتف و صهبا معاصر بود . از اوست :منم كه داغ عزيزان هر ديارم سوخت * فلك ز آتش دورى هزار بارم سوخت