اسير زلف گرهگير كردهاند مرا * چه كردهام كه به زنجير كردهاند مرا
مكين
ميرزا فاخر مكين تخلّص ، اصلش از شاهجهانآباد ، از مدّتى در ضلع مشرق اقامت دارد . خيلى متّقى و متورّع و صاحب دست و دل و علم و عمل است . « 1 » منه :
مكين كمترينم ، خانهزاد بىدل و دينم * تو از من باش و بستان اين جهان و آن جهانم را
*
تهمت بىجا چه بندم بر اجل * جان به لب از دست هجران آمده
ملول
شاه ملول ملول تخلّص ، الحال در لكهنو مىگذراند . « 2 » منه :
هر عضو به ذوقى است ز اعضاى تو ما را * انسى است سراپا به سراپاى تو ما را
مسرور
سب سكهه راى مسرور تخلّص ، از مردم شاهجهانپور بود و از قوم كايتهه است . چند سال است كه فوت شده . منه :
قيامت قامتت را هست تشبيه * مناسب بوده باشد يا نباشد
محشر بدايونى
شيخ اكرام اللّه متوطّن قصبهء بدايون ، زيست و روش مجرّدانه دارد . قبل از اين انتظار تخلّص مىنمود ، الحال محشر قرار داده . منه :
مستى از كف ندهد طبع طربپيشهء ما * غنچه سان جام شود گر شكند شيشهء ما
مسرّت
عوض راى مسرّت تخلّص بن برج لعل از قوم كايتهه كمره متوطّن شاهجهانپور است . مدار معاش بر علاقهء روزگار انشا و سياق دارد . اشعار خود پيش فقير به معرفت لاله و لسكهه راى
هامش
( 1 ) . روز روشن 761 : جدّ اعلاى او آقا عبد الرّحيم نطنزى ، بعضى اصل ميرزا را از كشمير نوشتهاند . اوّلا به خدمت فتوّت حسين خان كشميرى زانوى تلمّذ ته نمود و بعد از آن در زمرهء تلامذهء آقا عظيما اكسير اصفهانى داخل گشت و در سنهء 1231 در باغ راى چنى لال زير زمين مكين گرديد . از اوست :از من كه به آن طفل پريزاد بگويد * در كوچه تماشاست كه ديوانه رسيده است ؟( 2 ) . دهخدا : شيخ شرف الدّين معروف به شاه ملول ، از شاعران نيمهء دوم قرن دوازدهم و از مردم لكهنوى هندوستان بود . ديوانى مرتّب و منظومهاى با عنوان هفت ميخانه دارد . از اوست :سرِ سيرِ هندِ زلفِ بتِ سحرساز دارى * به خدا سپردم اى مه ، سفر دراز دارى