تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
به عشق صادق اگر دست من شكسته [ چه ] باك * كسى كه عاشق صادق بود چنين باشد پى ثبوت مرا احتياج بيّنه نيست * گواه عاشق صادق در آستين باشد

محمّد جامه‌باف

مير محمّد جامه‌باف ، از اكابر ايران بود . منه :
چون پيك [ اجل ] به رفتنم داد نويد * جان كرد ز همراهى تن قطع اميد كس بر لب من رشحهء آبى نچكاند * جز چشم كه گشته بود از گريه سفيد

مخلص كاشى

معنىپرور جليل القدر است . ديوانش در عهد بهادر شاه در هندوستان رسيده . او معاصر سلطان حسين ميرزا و سخنور خوبگوست . از ديوان اوست :
كرد بىجا دلم از طرّهء جانانه جدا * دست مشّاطه الهى شود از شانه جدا
*
ملزم دانا شدن مخلص ندارد خفّتى * خفّت آن باشد كه نادانى كند تحسين مرا
*
دلم فسرده از اين پنجهء نگارين است * مخمّسى كه به دل ناخنى زند اين است
*
سخن كوته ، دل و جان و قرار و صبر مخلص را * شكستى ، سوختى ، بردى ، ربودى ، باختى ، رفتى

محمّد شاه

فردوس آرامگاه ، پادشاه رحيم كريم هنرپرور معنىرس بود . سى و يك سال به سلطنت هندوستان كامران بود . در سنهء 1060 درگذشت . منه :
مىتوان اشك مرا بر سر دستار زدن * گل سرخ است كه از باغ نظر مىآيد
*
عرق را جوهر ياقوت احمر ساخت رخسارش * بيا اى جوهرى حسن مرصّع را تماشا كن

مطلع

محمّد امين مطلع تخلّص ، در همان عصر بود . « 1 » هذا من ديوانه :
هامش
( 1 ) . روز روشن 744 : مير محمّد على و در آفتاب عالمتاب نامش محمّد امين نوشته . از سادات اسلام‌آباد بوده و به وجه كثرت
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 633 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده