تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١

ميرى همدانى

ميرى همدانى است . منه :
كم كن جفا و جور كه عاشق بهانه‌جوست * كان روزگار نيست كه زين‌ها كند كسى

محمّد على هروى

محمّد على هروى است . منه :
محتسب را غير آزار دل من كار نيست * مىكند از باده منعم ، واقف اسرار نيست

محسن تبريزى

ميرزا محسن تبريزى است . « 1 » منه :
زان دهن تا ديده چون گل خندهء آهسته را * اشتياق بوسه در خميازه دارد پسته را « 2 »

ميلى قزوينى

ميلى قزوينى است . منه :
غمى كه در دل من از جفاى دلدار است * به كس نگفته‌ام و عالمى خبردار است

محمود

ميرزا محمّد رفيع محمود ، شخصى صاحب فكرت‌رساست . وى راست :
آنم كه غم از پيش توانم برداشت * صد گونه جفا بيش توانم برداشت گر دل نتواند ز تو بردارد دست * من دل ز دل خويش توانم برداشت
اين چند اسامى كه ابتداى آنها از اسم منيرى همدانى است ، داخل بياض شيخ محمّد على حزين است .

محمود برلاس

محمود از قوم برلاس است . هذا منه :
مگو كه هست رخ من ز آب روشن‌تر * كه هست پيش من از آفتاب روشن‌تر
هامش
( 1 ) . نصرآبادى 119 : از جانب والده به محمّد حسين چلبى و از جانب پدر نوادهء ابدال خان تبريزى است . تحرير جلدى از دفاتر ارباب التّحاويل با اوست . تأثير تخلّص دارد . ( 2 ) . بيت بعد ، از نصرآبادى :هرچه دارد اعتمادى بيش ، آفت بيش‌تر * چاره نبود از دريدن نامهء سربسته را