كرم شيوهء تو ، گنه شيوهء من * تو آنى كه هستى ، من آنم كه هستم
مشرف
ميرزا غياث الدّين مشرف تخلّص ، از اقرباى مير محمّد زمان راسخ تخلّص است . منه :
ز چاك دل گل رخسارهء دلدار مىبينم * من اين گلزار را از رخنهء ديوار مىبينم
مقيم بخارى
ميرزا مقيم بخارى ، در عهد عبد العزيز خان والى توران بود . « 1 » منه :
پريشان نيست « 2 » ما را خاطر از بىبرگ و بارىها * چو گل يك غنچه دل دارم به صد امّيدوارىها
مدهوش
سيّد مبارك مدهوش تخلّص ، نسبش از جانب پدر به والى عربستان و از طرف مادر به امام قلى خان بيگ لربيگى شيراز مىرسد . معاصر نصرآبادى است . « 3 » منه :
مىپرستيم خدا مىداند * هرچه هستيم خدا مىداند
به گلستان جهان همچو نسيم * دل نبستيم خدا مىداند
منصور هراتى
ميرزا منصور هراتى معاصر نصرآبادى بود . صاحب ديوان است و اين ابيات از جملهء آن :
بىتو نشاند در چمن جلوهء گل به خون مرا * ديدن روى هيچكس جز تو نشد شگون مرا
*
تا لفظ عشق معنى و عالم كتاب ماست * داغ جنون به سر نقط انتخاب ماست
*
سر بريده به فتراك مىزند فرياد * كه نام عشق به مردى بلند مىبايد
هامش
( 1 ) . نصرآبادى 434 : از مصاحبان نصرآبادى بوده . مدّتى در اصفهان اقامت داشت .
( 2 ) . نصرآبادى : است . و ابيات ديگر از نصرآبادى :خاك ره گشتم و دل در طلب درد هنوز * هست از عشق تو اين سلسله در گرد هنوز
همه تن داغم و دل در طلب درد هنوز * شمعسان سوختم و چهره نشد زرد هنوز( 3 ) . روز روشن 727 و نصرآبادى 29 : بعضى او را اصفهانى و بعضى ديگر او را از اميرزادگان حويزه نوشتهاند . پدرش از اولاد سيّد مبارك رئيس ملك عرب و مادرش از اخلاف امام قلى خان حاكم شيراز بود . از اوست :آنگاه بدانى كه چه حسرت ز تو برديم * دوزخ چو ز دود دل ما سرد برآيد*بىگريه دعا را به اجابت گذرى نيست * اين قافله جز در شب باران نتوان زد