تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
يافت . اين رباعى وقت مردن خطاب [ به ] پدر خود گفته :
اى كعبه رو ار عزم سفر خواهى كرد * اوّل به مزار من گذر خواهى كرد خاكم نگذارد كه قدم بردارى * از بس كه به آب ديده تر خواهى كرد

مسعود

مسعود نام شخصى است . هذا منه :
آن مه به من دلشده مكتوب نوشته است * خوانده است مرا بندهء خود ، خوب نوشته است

مشرقى كاشانى

مشرقى ولد مير حسين شيشه‌گر كاشانى است . مرد صالح و خوشنويس در همان عصر بود . « 1 » منه :
ترك خونريزى كه باشد قتل مردم كيش او * پيش پا افتاده « 2 » مضمونى است سر در پيش او

مجرم شاملو

قلى خان بيگ مجرم تخلّص بن سلطان حسين « 3 » شاملو است . ديوان او را حسب الوصيّتش تقى اوحدى مدوّن نموده . « 4 » از آن جمله است :
زخمى نيافت دل ز تو كز چاك سينه‌ام * آغوش باز از پى زخم دگر نكرد
*
كارى مكن كه با دل پرشكوه روز حشر * آتش به جاى خاك ز دستت به سر كنم

مصطفى خان

ابن مسيّب خان ، در همان عصر بود . منه :
آمد به عيادت غم او بر سرم امشب * با اين همه درد از همه شب بهترم امشب

مشترى فراهانى

مير مشترى فراهانى است . در سنهء 1030 در ملك دكن رسيده . منه :
هامش
( 1 ) . روز روشن 740 : مشربى ، اصلش از قم و قيامش در اصفهان بود . ازاين‌رو بعضى او را قمى و بعضى اصفهانى نگاشته‌اند . از شعراى عهد شاه عبّاس صفوى است . ( 2 ) . روز روشن : آفتاب افتاده . ( 3 ) . ريحانة الادب 5 / 189 : سلطان حسن . ( 4 ) . ريحانة الادب : از رؤساى عشاير ترك بود و در شعر و موسيقى و خطّاطى دست داشت . وى به هندوستان مسافرت كرد و به سال 1020 در همان‌جا درگذشت . از اوست :زان‌گونه غريبانه به زندان تو مرديم * كايّام نشد آگه و تقدير ندانست