ميلى تبريزى
در عربى و فارسى و تركى اشعار دارد . در همان روزگار بر روى كار بود . « 1 » منه :
به قتلم دير مىآيد ، ندانم چيست مقصودش * ندارد التفاتى با فقيران ، « 2 » كاش مىبودش
مقصود
مقيماى مقصود تخلّص ، در خدمت بهاء الدّين عاملى خصوصيت داشت . « 3 » منه :
چه پروا از نبودنهاى سامان سفر دارى * تو كز خواب پريشان بالش پر « 4 » زير سر دارى
مطيعاى اصفهانى
مطيعاى صفاهانى ، سخنور صاحب مقدور و با اهل كمال محشور بود . « 5 » منه :
چو وسعت عدمم در خيال مىآيد * ز تنگناى وجودم ملال مىآيد
ممتاز
ممتاز تخلّص شخصى دردمند كس و با سوز و گداز از ملك فارس بود . « 6 » منه :
شويم ز لوح دل چو هما « 7 » نقش آرزو * مشق قناعت از قلم استخوان كنم
محمّد حسين كاشانى
پسر ركن الدّين مسيحاست . در ابتداى جوانى وقتى كه پدرش عازم حج شد در دكن وفات
هامش
( 1 ) . تحفهء سامى 144 : استاد تكلتودوز است .
دهخدا : ميلى تبريزى يا ميلى ترك ، از طايفهء تكلّو و نامش ميرزا قلى بوده و در مشهد مقدّس نشو و نما يافت . او خدمتكارزادهء سلطان محمّد خدابنده بود و در ملازمت ابراهيم ميرزا تربيت يافت . در آخر عمر به هندوستان رفت و همانجا درگذشت . از اوست :به سينه تيرى از آن غمزه خوردهام كارى * كه برنيايدم از دل مگر به دشوارى
ز بس كه غمزهء تو خوار و زار مىكشدم * به عجز مىطلبم هردم از اجل يارى
اجل كه پيشهء او بىگنهكشى است كند * به پشتگرمى آن غمزه اين ستمكارى( 2 ) . تحفهء سامى : با فقيران التفاتى .
( 3 ) . نصرآبادى 355 : ولد ملّا مقصود على بوده و در خدمت بهاء الدّين محمّد ربط داشت . او از ملازمان پادشاهى و مورد احترام همهء مقرّبان پادشاه از جمله نوّاب اشرف بود .
( 4 ) . نصرآبادى : بالشى بر . و ابيات بعد ، از نصرآبادى :شود چون كوه دامانت ز سنگ سينه گويى پر * به اين سامان كه تو دست بزرگى در كمر دارى
گل مطلب توانى از بهار آرزو چيدن * به جاى بار اگر دل از نهال دهر بردارى( 5 ) . نصرآبادى 391 ، از شاعرى با تخلّص مطيعا نام برده كه از تبارزهء ساكن عبّاسآباد اصفهان بوده است . او اوقات را به تجارت مىگذرانيد . به هند رفته پسرش در آنجا فوت شد . مطيعا بيمار به اصفهان برگشته فوت شد . از اوست :آهى كه مرا از دل پردرد برآيد * چون شاهسوارى است كه از گرد برآيد
برگشتن ما يك جهتان از تو محال است * از معركهء عشق مگر گرد برآيد( 6 ) . نصرآبادى 432 : ممتازاى شولستانى ، از شولستان فارس است .
( 7 ) . متن : همان . از نصرآبادى تصحيح شد .