تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
به صدمه‌اى كه غمت زد بسى ز جا رفتم * هزار ساله ره رفته در قفا رفتم گدايى درِ بيگانه منفعت دارد * رهم غلط شده در كوى آشنا رفتم

محمّد حكيم شيرازى

ميرزا محمّد حكيم شيرازى ، طبيب صاحب رتبه است و صدر الدّين مسيح الزّمان پسر اوست . منه :
اى لطف تو مايهء طربناكى ما * فيض تو روان‌بخش تن خاكى « 1 » ما چون عفو تو شد باعث بىباكى ما * گر عفو كنى گناه ما پاكى ما

محمّد

حكيم ميرزا محمّد ، شعرش داخل بياض ميرزا صائب است . اغلب همان اوّل كس باشد . منه :
هم‌زبانى كو كه يك دم هم‌نفس باشد مرا * بىكسى چون خويش مىخواهم كه كس باشد مرا

محوى

مولانا عبد اللّه محوى تخلّص ، در سنهء 1025 فوت شد . منه :
رهى در پيش دارم كآخر عمر است انجامش * به هرجا مرگم آسايش دهد منزل كنم نامش

مراد كوكه

سخنور نيكوطبيعت است . او قصيده‌اى در مدح ابراهيم جاهى تخلّص متضمّن مذمّت اسب « 2 » خود كه مبنى بر حسن راكب باشد طرح نموده . من جملهء آن اين ابيات است :
صائم الدّهر اسبكى دارم * كه كند در دو روز يك افطار ز آتش جوع دم‌به‌دم گويد * و قنا ربّنا عذاب النّار « 3 » هرچه در خانه بود خورد ، اكنون * ليس فى الدّار غيره ديّار مردم چشم او فرو رفته * همچو اصحاب كهف در بن غار بس كه تيمار او همىدارم * كرد تيمار او مرا بيمار همچو اشتر شكم نهد به زمين * گر به پشتش نهند يك من بار
هامش
جهانگير شاه و اشعار او موحّدانه است . از اوست :چون آينه‌ام هست همه چيز و ليكن * از هرچه بپرسى همه را هيچ جواب است*عشق را خانه‌اى است بر سر دار * نه درش بسته ، نه كسى را بار( 1 ) . متن : پاكى . ( 2 ) . متن : مذمت است . تصحيح شد . ( 3 ) . بقره / 201 ، آل عمران / 16 و 191 .