تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
داشت تصوير رخت صورتگر چين آرزو * ساخت چندين صورت و صورت نبست اين آرزو

مسيّب تكلّو

مسيّب خان تكلّو از امراى عصر شاه طهماسب ماضى است . « 1 » منه :
تلخى محنت يك روزه و صد ساله يكى است * مىكشد زهر اگر اندك و گر بسيار است

مسعود هروى

در همان عصر بود . منه :
اى زلف تو از ابجد خوبى ميمى * از ميم عدم دهان « 2 » تنگت نيمى اوراق گل و لاله به دور رخ تو * افتاد ز كار چون كهن تقويمى

محمّد سبزوارى

مير محمّد سبزوارى در همان عصر بود . منه :
اسيرانت چو مرغان گرفتار * نمىدانند باهم آشنايى

مروى

خواجه حسين مروى تخلّص ، فاضل كامل و سخنور بىمثل زمان اكبر پادشاه و اوستاد و الا دستگاه بود . « 3 » هذا من ديوانه :
نموده روى به خواب و ربوده است مرا * غريب واقعه‌اى رو نموده است مرا
*
خود را به ما چنان‌كه نبودى نموده‌اى « 4 » * افسوس آن‌چنان‌كه نمودى نبوده‌اى
*
از دهان تو نديدم كامى * هيچ اگر نيست بده دشنامى

مشفقى بخارى

مولانا مشفقى بخارى ، ملك الشّعراى عصر عبد اللّه خان والى توران بود و در قصيده و غزل و
هامش
( 1 ) . آتشكدهء آذر 21 : ولد محمّد خان شرف الدّين اغلى ، از امراى تكلّو است . در موسيقى مهارت تمام داشت . از اوست :آراسته آمد و چه آراستنى * مىخواست به عشوه و چه مىخواستنى بنشست به مى خوردن و برخاست به رقص * هىهى ، چه نشستنى ، چه برخاستنى( 2 ) . متن : دهانت . تصحيح شد . ( 3 ) . روز روشن 733 : جايى به حسين و جايى به مروى متخلّص شده . به اين اشتباه بعضى او را دو جا ذكر كرده و دو شاعر شمرده‌اند . ( 4 ) . متن : نمودى نبوده‌اى . با توجه به قافيه تصحيح شد .