نيرنگ بين كه ساقى از يك پياله ريزد * خون در پيالهء ما ، مى در اياغ مردم
مصطفى صفوى
مصطفى ميرزا بن شاه طهماسب صفوى است . در عهد شاه اسماعيل ثانى به قتل رسيد . منه :
عاشق اگر قرار دهد مرگ را به خويش * مسكين به شادكامى دشمن چه مىكند « 1 »
مؤمن استرابادى
مير مؤمن استرابادى ، صاحب جلال و كمال و عزّت و احترام و در عصر شاه طهماسب ماضى مقبول اهل كرام بود . « 2 » منه :
عاشق آن طاقت « 3 » كجا دارد كه گردد گرد سر « 4 » * ما نمىدانيم عاشق بلبل و پروانه را « 5 »
مسلمى شوشترى
ملّا مسلمى شوشترى در همان روزگار بود . منه :
استاد كاينات كه اين كارخانه ساخت * مقصود عشق بود ، جهان را بهانه ساخت
محمّد شيرازى
ميرزا محمّد شيرازى است . اين مطلع به نامش در تحفهء سامى مسطور است . منه :
هامش
تلامذهء شيخ عبد العال و مولانا فتح اللّه معزّ است . اوّل حال ، كسرى تخلّص مىكرد . مدّتى در قزوين مانده و تخلّص را به ملك تغيير داد . از اوست :خون چكان است ملك تيغ ستم ، مىترسم * كه پى آخر به در خانهء قاتل برودگويند بعد از آنكه ملك قمى به هندوستان رفته بود ، جمعى اين شعر را به او اسناد مىدادند . ملك طيفور قاصدى در اين خصوص به هند فرستاده از ميرزا ملك قمى حجّتى صادر كرده مدّعيان را ساكت ساخت و شعر را مالك شد .
( 1 ) . ابيات ديگر ، از دهخدا :اى دل ، غم آشناى تو شد ، ترك او مكن * هر روز با يكى نتوان آشنا شدن*اى سرو ، فكندى به سرش سايه ، نگفتى * نازكبدنى چون كشد اين بار گران را ؟( 2 ) . روز روشن 779 : مير محمّد مؤمن استرابادى ، همشيرهزادهء فخر الدّين سمّاك ، در زمان شاه اسماعيل صفوى از وطن به ملك دكن رسيد و منظور نظر ابراهيم قطب شاه گرديد . در سنهء 1034 فوت شد . از اوست :كرد شمعى به دلت خانه ، مبارك باشد * شمع من ، منصب پروانه مبارك باشد
به هواى سر كويى كه تو مىدانى و من * شب برون آمدن از خانه مبارك باشد( 3 ) . روز روشن : آن قدرت .
( 4 ) . روز روشن : گرد دوست .
( 5 ) . ابيات ديگر ، از دهخدا :هيزمِ تر به قيامت نخرند ، اى زاهد * هيچ سودى ندهد شانه و مسواك آنجا*آن را كه به دهر مال بسيارتر است * با وى فلك سفلهء دون يارتر است
در قافله هر خر كه كه گرانبارتر است * خربنده ز حال او خبردارتر است