سيل اشك من ز كوى يار برد اغيار را * بوده است آرى اثرها گريهء بسيار را
مسعود كابلى
مسعود شخصى كابلى است . منه :
مىسوزد از غمت دل و جان حزين مرا * رحمى بكن به گوشهء چشمى ببين مرا
ملولى
مير اسد اللّه ولد هدايت اللّه اصفهانى ملولى تخلّص ، در سنهء 950 دل از اين جهان برداشت . « 1 » منه :
دور از تو نه غربت و وطن مىخواهم * يعنى كه هلاك خويشتن مىخواهم
من خود شدم آنچنانكه مىخواست دلم * يا رب تو چنان شوى كه من مىخواهم
محمّد رستمدارى
در همان عصر بود . منه :
بستهام لب از حديث عشق ، خاموشى ببين * عاشقيم و رفته از خاطر ، فراموشى ببين
مذاقى
اصلا عراقى است . در اصفهان در همان عصر مىگذرانيد . « 2 » من ديوانه :
اگر چشمت پرد سويم نگاهى مىتوان كردن * مرا هم اعتبار برگ كاهى مىتوان كردن
ملك طيفور
سخنور والامقدور ، معاصر [ ملك ] قمى و غيره بود . « 3 » منه :
هامش
( 1 ) . ريحانة الادب 5 / 288 : سيّد اسد اللّه مرعشى ، از علماى شاه طهماسب صفوى است . توليت مشهد مقدّس به او مفوّض و به صدارت هم نايل بود . از تأليفات اوست : حاشيهء هريك از تجريد و شرايع و شرح چغمينى و كافى و قواعد علّامه . به سال 966 وفات يافت .
دهخدا : خليفه مير اسد اللّه ، از شاعران دورهء شاه طهماسب صفوى بوده . به سال 969 درگذشت . ( تاريخهاى مذكور در دهخدا و ريحانة الادب و متن باهم اختلاف دارد . ) از اوست :رفت قاصد كه برد نام مرا ، گفت خموش * اين خط نامه سياهى است كه من مىدانم
رفتن از قهر به شب ، آمدن از مهر به روز * عذر بدتر ز گناهى است كه من مىدانم( 2 ) . روز روشن 729 : در عهد شاه عبّاس ماضى بود . در فن موسيقى مهارت داشت و به حرفهء كرباسفروشى همّت مىگماشت . در سنهء 987 فوت شد . از اوست :فغان از بيستون در ماتم فرهاد مىآيد * بلى روز جدايى سنگ در فرياد مىآيد*تو حياتم ار نخواهى برت آنچنان بميرم * كه خضر شود پشيمان ز حيات جاودانى( 3 ) . ظاهرا اين شاعر همان ملك طيفور انجدانى است . دهخدا دربارهء او چنين آورده : برادر مهتر ملّا داعى انجدانى است و از