تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
ترسم جزاى قاتل او چون رقم زنند * يك‌باره بر جريدهء رحمت قلم زنند
*
پس بر سنان كنند سرى را كه جبرئيل * شويد غبار گيسويش از آب سلسبيل
*
روزى كه شد به نيزه سر آن بزرگوار * خورشيد سربرهنه برآمد ز كوهسار آن خيمه‌اى كه طرّهء حورش طناب اوست * افكنده شد ز باد مخالف حباب‌وار جمعى كه پاس محملشان داشت جبرئيل * گشتند بىعمارى و محمل شترسوار آن‌گه « 1 » ز كوفه اهل حرم « 2 » رو به شام كرد * نوعى كه عقل گفت قيامت قيام كرد بر حربگاه چون ره آن كاروان فتاد * شور نشور در همه اندر جهان « 3 » فتاد ناگاه چشم دختر زهرا در آن ميان * بر پيكر شريف امام زمان فتاد بىاختيار نعرهء هذا حسين از او * سر زد چنان‌كه « 4 » آتش از آن « 5 » در جهان فتاد پس بر زبان « 6 » پرگله آن [ بضعة ] الرّسول « 7 » * رو در مدينه كرد كه يا ايّها الرّسول اين كشتهء فتاده به هامون حسين توست * وين « 8 » صيد دست و پا زده در خون حسين توست اين شاه كم سپاه كه با خيل اشك و آه * خرگاه زين « 9 » جهان زده بيرون حسين توست
*
اى چرخ غافلى كه چه بيداد كرده‌اى * وز كين خود چه‌ها ستم ايجاد كرده‌اى « 10 » كام يزيد داده‌اى از كشتن حسين * بنگر كه را تو قتل و كه را شاد « 11 » كرده‌اى بهر خسى كه خار « 12 » درخت شقاوت است * در باغ دين چه با گل و شمشاد كرده‌اى
*
خاموش محتشم كه دل سنگ آب شد * بنياد صبر و خانهء تقوى خراب شد خاموش محتشم كه از اين نظم گريه خيز * مرغ هوا و ماهى دريا كباب شد

محرم

شاه حسين محرم تخلّص از مردم جغتاست و منظور نظر شاه حسين ميرزا ارغون بود . منه :
هامش
( 1 ) . آتشكدهء آذر : وان‌گه . ( 2 ) . آتشكدهء آذر : خيل الم . ( 3 ) . آتشكدهء آذر : واهمه را در گمان . ( 4 ) . آتشكدهء آذر : چنان‌چه . ( 5 ) . آتشكدهء آذر : از او . ( 6 ) . آتشكدهء آذر : با زبان . ( 7 ) . آتشكدهء آذر : بضعهء بتول . ( 8 ) . آتشكدهء آذر : اين . ( 9 ) . آتشكدهء آذر : از اين . ( 10 ) . آتشكدهء آذر :وز كين چه‌ها در اين ستم آباد كرده‌اى .( 11 ) . آتشكدهء آذر : كه را به قتل كه دلشاد . ( 12 ) . آتشكدهء آذر : بار .