تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢

مظهر گجراتى

مولانا مظهر گجراتى از افاضل زمان خود بود . « 1 » منه :
هرگز از دهر كس نياسوده است * اين اميد از زمانه برگيريد اى عزيزان ، غنيمت است بقا * ذوق ديدار يكدگر گيريد
شعر مذكور خان آرزو هم به نامش و هم به نام مظهر على خان نوشته .

مهرى جلاير

مهرى تخلّص از قوم جلاير است . تقى اوحدى او را از فضلاى عصر نوشته و صاحب تذكرة النّسا او را مصاحب گوهر شاد بيگم زوجهء عبد العزيز نگاشته . « 2 » منه :
حلّ آن عقد [ ه ] كه پرهيز از او مشكل بود « 3 » * آزموديم به يك جرعهء مى حاصل بود دولتى بود به وصل تو شبى مهرى را * حيف ، صد حيف كه اين دولت مستعجل بود « 4 »

مؤمن ميرزا

شاهزاده مؤمن ميرزا ، ابن سلطان حسين بايقرا است . بعضى او را ابن الابن سلطان مذكور مىنويسند . « 5 » القصّه چون او را به سببى كه در تواريخ مفصّل مرقوم است در عين اياّم شباب قتل نمودند اين بيت در وقت كشتن بديهة گفته :
ناجوانمردى كه بىجرمم در اين سن مىكشد * كافر سنگين‌دلى گشته است مؤمن مىكشد
*
كشد به روى زمين دامن قبايش را * كه چشم غير نبيند نشان پايش را
هامش
( 1 ) . مجمع الفصحا 1 / 504 : اصلش از ايران است . هشت هزار بيت در ديوانش جمع آمده . از اوست :اگر بهار بديع است و گر بهشت به كار * بهار من رخ توست و بهشت من ديدار مرا چو بوى تو يابم بهار نبود دوست * مرا چو روى تو بينم بهشت نايد كار*ميان سبزهء سيراب و زير سايهء سرو * به بوى سنبل و سورى ، به لحن رود سه تاى ز دست دلبر نازك ميان كه قامت او * ز فرق سر همه ناز است تا به ناخن پاى*نقّاش سطح آبى ، فرّاش هر حبابى * لشكر كش سحابى ، فرمانده بحارى ادريس هر زمانى ، قسّيس راهبانى * برجيس بوستانى ، بلقيس لاله‌زارى( 2 ) . آتشكدهء آذر 447 : در زمان دولت شاهرخ ميرزاى گوركان بوده و شرف هم‌صحبتى گوهرشاد بيگم دريافته . مطايباتى ميانهء او و شوهرش خواجه عبد العزيز طبيب سركار ميرزا واقع شده كه در بعضى از تذكره‌ها نوشته‌اند . ( 3 ) . آتشكدهء آذر :حلّ هر نكته كه بر پير خرد مشكل بود .( 4 ) . بيت ديگر اين غزل از آتشكدهء آذر :گفتم از مدرسه پرسم سبب حرمت مى * درِ هركس كه زدم بىخود و لا يعقل بود( 5 ) . دهخدا : محمّد پسر ميرزا بديع الزّمان بن سلطان حسين بايقرا ، از گويندگان شيرين‌زبان ، در سال 930 كشته شد .
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 582 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده