تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦

گاهى

دوست محمّد گاهى تخلّص ، « 1 » اسمش داخل انتخاب شيخ محمّد على حزين تخلّص است . منه :
تا چند به حسرت در و ديوار تو بينم * از خانه برون آى كه ديدار تو بينم « 2 »

كلب على تاجرى

در عصر شاه سليمان صفوى بود . منه :
سر زلف تو كه سوداى بنى آدم از اوست * شب قدرى است كه احياى همه عالم از اوست

كفرى فارسى

كفرى از نجباى فارس است . « 3 » صاحب دست و دل بود . روزى لباس خود را به سايلى بخشيد ، كسى گفت كه چرا اسراف مىكنى ؟ چون جدّ او ميرزا كريم نام صاحب خزانه بود بديهة گفت :
كارم ز تو در اميد و بيم است اى دل « 4 » * اشكم خلف درّ يتيم است اى دل يك لحظه دو كون گر ببخشم سهل است * دستم به خزانهء كريم است اى دل « 5 »

كاظم

كاظم تخلّص ، شخصى است كه در بياض مولانا واثق به خط خود چند شعر نوشته . معلوم نيست كه از گذشتگان است يا غير آن‌ها . منه :
دل زارم در آغوش تپيدن كام مىگيرد * چنان كز جنبش گهواره طفل آرام مىگيرد

گلشن

شيخ سعد اللّه گلشن تخلّص ، مريد ميان شاه گل و شاگرد ميرزا سرخوش و بيدل بود و با وجود طريق نقشبنديه در موسيقى مهارت كامل داشت و در اين فن تصانيف لايقه دارد و در علم ايقاعى و ادوار استادكار بود و اكثر خرق عادات و كشف و كرامات از او به ظهور آمده . « 6 » هذا من كلامه :
هامش
( 1 ) . روز روشن 674 : در كوشوان كه قريه‌اى است در نواحى هرات ، پيشهء صحافى داشت . از اوست :حريفان جمله مرغ نامه‌بر دارند يا قاصد * منم كز بىكسى مكتوب خود بر باد مىبندم( 2 ) . متن : رديف « ببينم » . از روز روشن تصحيح شد و بيت ديگر آن چنين است :بخرام كه از هر طرفى سروقدان را * حيران شدهء قامت و رفتار تو بينم( 3 ) . نصرآبادى 419 : از نجباى يزدخاست فارس و از شاعران عهد صفوى است . از اوست :يار اگر نازد ز بيت طاق ابرو مىرسد * كان دو مصرع در بياض آفتاب و ماه نيست( 4 ) . نصرآبادى :دستم به خزانهء كريم است اى دل .( 5 ) . نصرآبادى :كارم به در از اميد و بيم است اى دل .( 6 ) . روز روشن 690 : از اولاد زبير بن عوام بود و اسلام خان وزير سلاطين گجرات از اجداد اوست . او در برهانپور متولّد گرديد و