در دشت « 1 » سياحت نبود دامن روزى * خورشيد به هرجا كه رود شام ندارد
كاملاى كاشى
كاملاى كاشى تخلّص ، همشيرهزادهء تقى اوحدى است . « 2 » منه :
گذشت عمر و همآغوش او نشد دستم * چو شاخ خشك كه در باغ بود و برنگرفت « 3 »
كيفى
در همان عصر بود . « 4 » منه :
هجوم بلبلم از خواب مىكند بيدار * به ياد آن گل رخسار اگر به خواب روم
گويا
ميرزا كامران بيگ « 5 » گويا ، « 6 » برادر داراب بيگ جويا بود . منه :
مطلع خورشيد تابان تا بياض گردن است * پرتو طور تجلّى يا يد بيضاست اين ؟
هامش
نصرآبادى 317 ، او را گريما و ولد كوچك ملّا قيدى ناميده كه پس از زيارت خانهء خدا به اصفهان رفته و با نصرآبادى ملاقات داشته است . از اوست :تا بود سربسته مضمون سخن در راحت است * مصرع پيچيده معنى را كمند وحدت است
فيض و بيدارى به هم دست ارادت دادهاند * چشم تا در خواب مىمالى سحر در خدمت است*جلوهء سرو قباپوشى دلم را برده است * چند روزى شد كه در پيراهن خود نيستم( 1 ) . نصرآبادى : دست .
( 2 ) . دهخدا : همشيرزادهء مير تقى كاشانى ، صاحب تذكره است . از اوست :هرگز به سوى من نگهش جلوهگر نشد * شمشير او به خون من از ننگ تر نشد( 3 ) . ابيات ديگر از نصرآبادى 309 :هر برگ گل ز دست نسيمى در آتش است * بندد دگر كسى به كجا آشيانه را ؟*هرگز به سوى من نگهش جلوهگر نشد * شمشير او به خون من از ننگ تر نشد( 4 ) . در دهخدا ، از يكى از شاعران قرن يازدهم هجرى به نام كيفى ياد شده كه به نومسلمان معروف بود . او در سبزوار متولّد گرديد و به سيستان مهاجرت كرد و از دين يهود به اسلام مشرّف شد . صاحب تذكرهء ميخانه ، او را به سال 1025 در لاهور ملاقات كرده است . مثنويى در بحر مثنوى مولوى سروده و آن را آگاهنامه ناميده است . از ملازمان شاهزاده خرّم شاهجهان در هند بوده است . از اوست :چون نگريم كز عدم با نامرادىهاى بخت * غافلم آوردهاند و باز غافل مىبرند( 5 ) . متن : ميران بيگ . از فهرست كتاب و دانشمندان آذربايجان 101 تصحيح شد .
( 6 ) . در فهرست كتاب ، نامش ميرزا كامران تبريزى آمده كه از شعراى قرن دوازدهم هجرى بوده است .
ريحانة الادب 1 / 442 ، ضمن معرّفى برادرش ميرزا داراب بيگ جويا مىنويسد : او و برادرش هردو در كشمير زاييده و در تبريز نشو و نما يافتند .
دانشمندان آذربايجان 101 ، در شرح حال داراب بيگ جويا مىنويسد كه او و برادرش ميرزا كامران بيك گويا تخلّص و برادر ديگرشان ميرزا فتح على تسكين تخلّص ، هر سه در كشمير متولّد شدهاند و اصل آنها از تبريز است .