تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
خواندگار « 1 » روم بر نام پادشاه موصوف اعتراض كرد كه شما نام خود شاهجهان قرار داده‌ايد و حال آن‌كه سواى ملك هند در ولايت ديگر تصرّف نداريد . پادشاه در جواب آن متردّد شد . كليم بر اين معنى آگاهى يافته قصيده‌اى متضمّن مدح گفت و اين بيت در جواب سؤال خواندگار روم رسانيد :
هند و جهان ز روى عدد هم برابر است * بر شه خطاب شاهجهان زان مقرّر است
پادشاه همين بيت را در جواب نوشت و كليم را به زر كشيد . آخر طالب كليم سرانجام شاهجهان نامه پادشاه موصوف در كشمير اقامت گزيد و در آنجا وفات يافت و ملّا طاهر غنى تاريخ وفاتش گفته : « طور معنى بود روشن از كليم » « 2 » . هذا من ديوانه :
در اين چمن كه گلى نشنود فغان مرا * كجاست برق كه بردارد آشيان مرا
*
رفتن ز درت كار من دل‌نگران نيست * گر كشته شوم خونم از اين كوى روان نيست
*
وضع زمانه قابل ديد « 3 » دوباره نيست * رو پس نكرد هركه از اين كاروان گذشت
*
هرگه كه سنگ حادثه از آسمان رسد * اوّل بلا به مرغ بلندآشيان رسد
*
اگرچه ديده به پايت نمىتوانم سود * خوشم كه اشك منت تا ركاب مىآيد
*
خم زلف است دگر دام گرفتارى دل * كه در او موى نگنجيد ز بسيارى دل ديده چون بىكسى ما ، دل آهن شد نرم * مانده پيكان تو در سينه به غمخوارى دل عشق چون تيغ كشد بر دل بىچاره كليم * كيست جز داغ كه آيد به سپردارى دل
*
نمك ز گريه [ و ] تأثير از فغان رفته * دعا اثر نكند گر بر آسمان رفته دهان تنگ تو گاهى به چشم مىآيد * مگر كجاست كه يك‌باره از ميان رفته

كريمانى نيشابورى

از قرابتيان ملّا نظيرى است . « 4 » منه :
هامش
( 1 ) . متن خنكار . تصحيح شد . ( 2 ) . برابر است با سال 1061 ه . ق . ( 3 ) . ريحانة الادب : ديدن . ( 4 ) . رك : به پاورقى كريم شيرازى .