جلوه فرماى سروقامت را * بيت كن مصرع قيامت را
كامل
نوّاب بهاء الدّوله عبد اللّه خان كامل تخلّص ، از عمدههاى اين عصر است و در رعايت فقرا و فضلا و اهل هنر وحيد الدّهر است . هذا من ديوانه :
گذشت عمر كه گرد سر تو مىگردم * هنوز گردش من گرد خاطر تو نگشت
*
دل ار همّت كند « 1 » تدبير كارى مىتواند شد * اگر اين غنچه واگردد بهارى مىتواند شد
كتابيگم
صبيهء على قلى خان واله ، زوجهء نوّاب عماد الملك ، گويند روزى كه پسرش درگذشته بود و نوّاب شخصى را براى استفسار حالش فرستاده بديهة گفته :
از حال ما مپرس كه دل چاك كردهام * لخت جگر بريده ته خاك كردهام
مصرع ثانى از استاد است ، شايد تضمين كرده باشد .
فوّاره ز هر گوشه شرارى برزد * از تار ترشّح گره گوهر زد
نىنى غلطم كه در رگ و ريشهء آب * فصّاد هوا هزار جا نشتر زد
كلامى
غلام نبى خان ، اصلش از سنجاب « 2 » است . كلامى و ممتاز هردو تخلّص دارد . سخنور صاحب فكر والاست . وى راست :
سينهام بىسوز دل فارغ ز داغ « 3 » افتاده است * وه كه اقليم محبّت بىچراغ افتاده است
هامش
( 1 ) . متن : دل رهميت كند . تصحيح شد .
( 2 ) . شايد سنجان صحيح باشد .
( 3 ) . متن : ز دل . با توجّه به قافيه تصحيح شد .