كاظم كاشى
ميرزا كاظم ولد اميناى كاشى مصنّف عالمگيرنامه است . « 1 » منه :
نيست از چاه زنخدان بتان قسمت ما * غير آبى كه ز حسرت به دهان « 2 » مىگردد
كاظما تبريزى
كاظما تبريزى است . در كاشان نشو و نما يافته . « 3 » منه :
دلا بزرگى كوچكدلان به جاى خود است * اگر بزرگ بود آسمان به جاى « 4 » خود است « 5 »
كافى اردبيلى
ميرزا كافى اردبيلى ، اصلش از خلخال است . « 6 » منه :
كافى است نيم قطره ز درياى رحمتت * روز جزا به اين گنه بىقياس ما
كامل
احمد بيگ كامل تخلّص ، اصلش از ايران است . در هندوستان آمده ، در سنهء 1082 فوت شد . « 7 »
اگر تنگ است جا بر اهل شهر از نالهء زارم * كسى نگرفته است از دست من دامان صحرا را
هامش
( 1 ) . دهخدا : از اهالى كاشان بوده . به هندوستان كوچ كرد و در زمرهء منشيان عالمگير پادشاه درآمد و تاريخ سلالهء وى را به رشتهء نظم كشيد . وى پس از شروع بناى اطناب و تطويل گذارد ، چنانكه شاه را ملول ساخت . ازاينرو او را از ادامهء آن مانع گرديد .
( 2 ) . دهخدا : به زبان .
( 3 ) . نصرآبادى 371 : اصلش تبريزى است ، امّا در كاشان نشو و نما يافته . قبل از اين به اصفهان آمده چند نوبت به صحبت او فايز شديم . در كاشان معلّمى مىكند و در ايّام عاشورا ، روضة الشّهدا مىخواند .
( 4 ) . نصرآبادى : براى .
( 5 ) . ابيات ديگر از نصرآبادى :ما را شكستگى به نهايت رسيده است * چندان شكستهايم كه نتوان دگر شكست*در سايهء هر پر زدنى بال همايى است * هرچند به جايى نرسى در طيران باش*اگر ز دست تمنّاى خود عنان گيرى * عنان ز تندروىهاى آسمان گيرى
تو را چو مور در اين عرصه خاك بايد خورد * به قدر حوصله گر لقمه در دهان گيرى( 6 ) . فهرست كتاب ، وى را ميرزا كافى مشهور به ربّ العرة ، خلف مير محمّد على خلخالى اردبيلى مسكن ، از شعراى سدهء يازدهم هجرى معرّفى كرده است .
( 7 ) . روز روشن 673 : ميرزا احمد بيگ خان اصفهانى ، والدش ميرزا فضل با خودش به هند آورد و به يارى طالع كمال به حضور عالمگير پادشاه رسيده و به رتبهء اميرى و خطاب خانى مشرّف گرديد و در سنهء 1082 در تهانيسر كه منصب قلعهدارى آنجا داشت به عالم جاودانى شتافت . از اوست :غم ز هر دل سفرى شد سوى من مىآيد * چون غريبى كه ز غربت به وطن مىآيد