تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
چون رفت ز چشم ، يار سنجيدهء من * برخاست فغان از دل غمديدهء من مىرفت و ز دنبال ، نگاهم مىرفت * تا نور نظر نماند در ديدهء من

كريم شيرازى

خواجه شاه كريم تخلّص ، از احفاد اهل شيراز است . « 1 » منه :
بىروى تو اى مردم كاشانهء چشم * پر بادهء حسرت است پيمانهء چشم تو جاى دگر گرفته‌اى خانه و من * بهر تو سپيد كرده‌ام خانهء چشم

كفرى

مير حسين كفرى تخلّص ، در خطّ نستعليق و شكسته دستى داشت و در ملازمت نوّاب خانخانان مىبود . « 2 » منه :
بلبل به نوا آمد و قمرى به ترنّم * از شيون من هم‌نفسان را كه خبر كرد ؟

كلب على

ملّا كلب على ، جامع معقول و منقول ، معاصر ملّا عبد اللّه شوشترى بود . « 3 » منه :
افسوس كه ماه رمضان آمد و رفت * آن « 4 » توبه ده پير و جوان آمد و رفت او « 5 » بهر صلاح كار ما آمده بود * از دست فساد ما به جان آمد و رفت « 6 »

كاشف

شريفاى كاشف ، برادر منصف است . « 7 » منه :
هامش
ز بس كز عكس گل شد خاك رنگين * غلط مىكرد هر دم دست گلچين( 1 ) . فهرست منتخب اللّطايف ، احتمال داده كه وى كريماى شيرازى پسر كوچك ملّا قيدى از شعراى قرن يازدهم بوده است . در تاريخ ادبيات صفا 5 / 1246 ، پسر كوچك ملّا قيدى با نام فوجى نيشابورى معرّفى شده و در نصرآبادى 317 ، گريماى نيشابورى را ولد كوچك ملّا قيدى ناميده كه خوش‌طبع بوده و پس از زيارت خانهء خدا به اصفهان رفته و با نصرآبادى ملاقات داشته است . و اين شاعر همان است كه در متن كتاب حاضر ، با نام كريمانى نيشابورى معرّفى شده است . ( 2 ) . دهخدا : از سادات تربت و در شاعرى و شكسته‌نويسى استاد بود . از تربت به هند رفت و در درگاه خانخانان مورد توجّه و عنايت قرار گرفت . به سال 1017 درگذشت . از اوست :چو بوى گل به گريبان غنچه بودم گم * به صد فريب در اين گلشنم صبا آورد( 3 ) . روز روشن 680 : كلبى ، كلب على تبريزى ، در عهد اكبرى به هند وارد گرديد . از اوست :لطفت به رغم مدعيان بود غالبا * كامروز التفات تو در دل اثر نداشت( 4 ) . روز روشن : وان . ( 5 ) . روز روشن : از . ( 6 ) . متن : آمده بود . از روز روشن تصحيح شد . ( 7 ) . دانشمندان و سخن‌سرايان فارس 229 : قاضى محمّد شريف شيرازى فرزند شمس الدّين متخلّص به شمسا ، از شعراى قرن