مجنون تو با اهل خرد يار نباشد * غارتزده را قافله در كار نباشد « 1 »
كلامى اصفهانى
برادر سلامى « 2 » و معاصر ضميرى صفاهانى است . منه :
جايى رسانده غمزهء شوخ تو كافرى * كز خون خلق مسجد و محراب شستهاند « 3 »
كامل خلخالى « 4 »
ملك سعيد كامل تخلّص خلخالى ، او فاضل كامل بود . غير از تفسير و حديث و تصوّف ، تعليم نمىنمود . « 5 » منه :
كامل زبان ببند كه خاصان بزم شاه « 6 » * عرض مراد از لب خاموش مىكنند « 7 »
كامل
قوام الدّين عبد اللّه كامل تخلّص ، از ملازمان عبد الرّحيم خان خانخانان بود . « 8 » منه :
گشاد هر درى از غيب مىآيد ، توكّل كن * كه چون يوسف به چاه افتاد راه كاروان گم شد
هامش
وعدهء قتلم به فردا آن پرى پيكر دهد * باز مىترسم كه فردا وعدهء ديگر دهد( 1 ) . ابيات ديگر ، از دهخدا :گر كنم بىطاقتى ، سويم كم اندازد نظر * هركه بدمستى كند ، ساقى ميش كمتر دهد
بو الهوس را زود از سر واشود غوغاى عشق * تهمت آلودى كه گيرد شحنه ، زودش سر دهد( 2 ) . روز روشن 679 : خواجه محمّد شريف هجرى در حق اين دو گفته است :دو چيز است بدتر ز تير حرامى * سلام كلامى ، كلام سلامىاز اوست :دوش در آيينه عكس روى خود انداختم * داشت با روى تو دعوى ، زر درويش ساختم( 3 ) . يك رباعى ، از دهخدا :دورى ز برم كنى ، اگر جان گردم * در كفر زنى چنگ ، چو ايمان گردم
بر باد دهى چو خاك ، اگر گردم گل * لب تر نكنى ، گر آب حيوان گردم( 4 ) . متن : خلجانى . از رياض العارفين 388 تصحيح شد .
( 5 ) . رياض العارفين : كامل خلخالى ، از فضلاى خلخال ، مدّتها در شيراز از خلق انزوا گزيده و در همانجا رحلت فرموده . از اوست :ما طىّ بساط ملك هستى كرديم * بىنقص خودى خداپرستى كرديم
بر ما مى وصل نيك مىپيمودند * تف بر رخ ما كه زود مستى كرديم( 6 ) . رياض العارفين : بزم خاص .
( 7 ) . بيت ديگر اين غزل از رياض العارفين :كرّوبيان چو نالهء من گوش مىكنند * تسبيح ذكر خويش فراموش مىكنند( 8 ) . روز روشن 672 : قوام الدّين عبد اللّه شيرازى ، در عهد محمّد اكبر پادشاه وارد هندوستان گرديد و از اوست :حسن در هرجا كه بينى دامن از دستش مدار * چشم بينى سرمه گرد و زلف بينى شانه باشتاريخ تذكرههاى فارسى 2 / 8 به نقل از عرفات العاشقين : در سنهء 1028 خبر فوت وى مسموع شد .