تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
از رباعيات اوست :
هر كام كه در جهان ميسّر گردد * هرگاه به پايان رسد ابتر گردد نيكو نبود هيچ مرادى به كمال * چون صفحه تمام شد ورق برگردد

قصّاب

امير بيگ قصّاب ، در اصفهان مىماند . « 1 » اين بيت در عالم خواب بر دلش پرتو وقوع يافته على الصّباح چون پيش حكيم شفايى رفته بخواند ، حكيم بسيار پسند كرد و آن بيت اين است :
روزى به شب كنم به صد اندوه سينه‌سوز * شب را سحر كنم به اميد كدام روز ؟ « 2 »

قاصد بخارى

ملّا اسد قاصد تخلّص ، از سادات بخاراست . پيش پادشاه توران مىماند . منه :
مجنون نتوان بود به ژوليدگى مو * مستى ز پريشانى دستار نباشد

قاضى شوشترى

قاضى معصوم قاضى تخلّص شوشترى است . « 3 » منه :
نورى كه روشن است چراغ كليم از او * قاضى توان ز ايمن دل اقتباس كرد « 4 »

قاسم كاشانى

ملّا قاسم ديوانهء كاشانى ، سخنور نازك‌خيال و شاگرد صائب و اوستاد صاحب كمال بود . « 5 » هذا من ديوانه :
هامش
( 1 ) . روز روشن 659 : امير بيگ اصفهانى ، پيشهء جزّارى و قصّابى داشت . نصرآبادى 419 : به قصّابى اشتغال داشته . در عهد شاه عبّاس ثانى درگذشت . ( 2 ) . ابيات ديگر از روز روشن :نگهم با نگهت هم مى و هم ميخانه * گردش چشم تو هم ساغر و هم پيمانه هم مسلمان ز تو حاجت طلبد ، هم كافر * طاق ابروى تو هم كعبه و هم بتخانه تو كه هم شمعى و هم گل ، چه عجب باشد اگر * كه دهد دل به تو هم بلبل و هم پروانه لعل شيرين تو هم قوت بود ، هم قوّت * خال گيراى تو هم دام بود ، هم دانه گفت قصّاب تو ديوانه شدى يا عاشق * اى به قربان تو هم عاشق و هم ديوانه( 3 ) . نصرآبادى 196 : قاضى محمّد معصوم . ( 4 ) . ابيات ديگر از نصرآبادى :تا چشم به هم برزدهء منزل ماست * سدّ ره ما هستى ناقابل ماست با اين هستى چه‌سان كمر راست كنيم * وين بار امانت كه به دوش دل ماست( 5 ) . در دهخدا از شاعرى به نام قاسم كاشانى نام برده شده كه نبسهء اهلى شيرازى بوده و اين بيت از اوست :آن را كه رد كنيم شود ردّ كائنات * مردود بارگاه دل ما كسى مباد