قلندر « 1 »
لطيفا قلندر تخلّص ، او مدّتى پيش على پاشاى مصر مانده . منه :
مفت از كفم « 2 » ربود دلم « 3 » ، ترك تنگچشم * كافر بهشت صورت و مؤمن فرنگچشم
قدسى مشهدى
حاجى محمّد جان قدسى تخلّص مشهدى ، ملك الشّعراى عصر شاهجهان بود « 4 » و در جايزهء اشعار به صلات گرانمايه بهرهء وافى برداشته . چنانچه در وقتى كه فيل سفيد بر سبيل تحفه به درگاه جهانپناه آمد و شاه بر او سوار شد قدسى اين رباعى گفته گذرانيد :
بر فيل سفيدش كه مبيناد گزند * شد شيفته هركس كه نگاهى افكند
چون شاهجهان بر او برآمد گويى * خورشيد شد از سفيدهء صبح بلند
به انعام لايقه ممتاز شد و به جلدوى يكى از مدايح او را به زر سنجيده و به صلهء مدح ديگر هفت بار دهن او را به جواهر مملو ساخت . با اين همه كمال ، روزى اين شعر را پيش ملّاى مكتب مىخواند :
ساقى به صبوحى قدرى پيشتر از صبح * برخيز كه تا صبح شدن تاب ندارم
كودكى گفت : اگر به جاى قدرى ، نفسى گفته شود مناسب بود . قدسى قبول كرد . هذا من ديوانه :
زود به كردم منِ بىصبر داغ خويش را * اوّل شب مىكشد مفلس چراغ خويش را
*
چو غنچهء گل صد برگ ، آسمان دورنگ * به صد برهنه دهد يك قبا و آن هم تنگ
*
دارم دلى امّا « 5 » چه دل ، صدگونه حرمان در بغل * چشمىّ و خون در آستين ، اشكىّ و طوفان در بغل
قدسى ندانم چون شود سوداى بازار جزا * او نقد آمرزش به كف ، من جنس عصيان در بغل
ملّاى مذكور مثنوى شاهجهاننامه گفته ، چون نام فيروز جنگ در بحر آن گنجايش نداشت به اين حسن ادا بيان كرد :
نهنگى كه از غايت احتشام * نگنجد به بحر از بزرگيش نام
هامش
( 1 ) . روز روشن 662 : آقا لطيفا اصفهانى .
( 2 ) . متن : دلم . از روز روشن تصحيح شد .
( 3 ) . روز روشن : دلى .
( 4 ) . ريحانة الادب 4 / 432 : حاج محمّد جان ، در اصل طوسى و از اهالى مشهد بوده و به همين جهت تخلّص قدسى داشت و به منصب ملك الشّعرايى در نزد شاهجهان مفتخر شد . يك ديوان مرتّب و يك منظومهء ظفرنامه در فتوحات شاهجهان از آثار قلمى اوست . در سال 1050 هجرت وفات يافت .
آتشكدهء آذر 96 : از ولايت مشهد بوده ولى از آنجا دلگير شد و به هندوستان رفت . در آنجا كمال اعتبار يافت و همانجا درگذشت . استخوانهاى او را به خراسان بردند .
( 5 ) . متن : آيا . از افاضات استاد انديشمند جناب آقاى محمّد قهرمان ، تصحيح شد .